ورود

ردپای مه

نویسنده: میر عمادالدین فیاضی
طراح جلد، تصویرگر: فاطمه روشن

ناشر سوره مهر

شمارگان 1250

شابک 978-600-03-3336-2

تعداد صفحات 360

نوبت چاپ اول 99

سال چاپ اول 99

قطع کتاب رقعی

با دخترم  صحبت کردم هم می خواستم نظرش را بپرسم هم شرایط را آمادة رفتن کنم، گفتم: «دارم می روم سوریه، رفتن است و شاید برگشتی نباشد...» بغض کرد و چشمانش قرمز شد. گفت: «بابا، شهادت اتفاق بزرگی است که نصیب هرکسی نمی شود. اگر خدا تو را حفظ کرده در دفا عمقدس و امروز اگر شما برای بچه های مردم از آن روزها صحبت می کنی، این خودش انجام تکلیف است. من دلم نمی خواهد تو را از دست بدهم. من غیر از تو هیچ کسی را ندارم که مرا حمایت کند. » اشک ریخت و سرش را کرد زیر پتو. شنیدن این جملات برایم سخت بود ولی باید شرایط رفتنم را آماده می کردم. همسرم می گفت: «من به نظرت احترام می گذارم، ولی ما درشرایط بدی هستیم. خواهرم مریض است و الان وجودت در کنارم مرا دلگرم می کند. » تمام روز این حر فها در ذهنم تکرار می شد. مادرم هم که در طبقة بالای خان همان زندگی می کرد به من می گفت: «تو برادرم هستی، پدرم هستی، همه کَسَم هستی، نوشو برارجان! »

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
آن بیست و سه نفر

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

زندان الرشید

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی