ورود

خاطرات محمدرضا حافظ نیا

نویسنده: حمید قزوینی

نمای نزدیک:موضوع این کتاب بیان و تشریح یکی از رویدادهای تاریخی انقلاب اسلامی از زبان عامل و شاهد آن است؛ رویدادی که از یک سو به اوج‌گیری روند انقلاب از طریق ایجاد دلگرمی، امید و روحیه بخشی به مردمی که در جریان مبارزه و انقلاب شرکت داشتند، کمک کرد و از سوی دیگر به تخریب روحیه حکومت و تسریع در روند سقوط رژیم پهلوی منجر شد. محمدرضا حافظ‌نیا که این خاطرات را روایت می‌کند، تنها زندانی سیاسی است که پیش از انقلاب موفق به فرار از زندان شده است. وی یکی از افسران ارتش رژیم پهلوی است که در 23 مرداد 57 دست به اسلحه برد و فرمانده تیپ 77 خراسان را به هنگام سان‌دیدن از سربازان ترور کرد. مرور رنج‌هایی که این افسر آزاده طی این دگرگونی کشیده و شرح مصایب وی که تحت تاثیر موج‌های برخاسته از انقلاب بوده بدون شک یکی از قسمت‌های جذاب این اثر است. چگونگی الگوپذیری حافظ‌نیا از شخصیت‌های ممتازی نظیر آیت‌الله طالقانی که در پیشبرد انقلاب نقشی انکارناپذیر داشتند، از دیگر سرفصل‌های خواندنی وبه یادماندنی کتاب «خاطرات محمد‌رضا حافظ‌‌‌نیا» است. شاید همین جذابیت باعث شده که از سوی نهادهای مختلف چندین بار خواسته شده تا داستان این زندگی به صورت فیلم سینمایی ساخته شود. این کتاب با خاطرات کودکی، محل تولد، خانواده و تحصیلات حافظ‌نیا در روستای خراشاد از توابع بیرجند آغاز می‌شود و طی آن با سختی‌هایی که راوی برای ادامه تحصیل در آن زمان با آن مواجه بوده از نزدیک آشنا می‌شویم. با قبولی حافظ‌نیا در رشته جغرافیای طبیعی دانش سرای عالی در سال 1352 و مهاجرت او به تهران، فصل جدیدی از زندگی او آغاز می‌شود. حافظ‌نیا پس از ذکر خاطرات خود از دوران زندان و چگونگی رهایی، در صفحات آخر کتاب به فعالیت‌هایش در کادرهای اجرایی بعد از پیروزی انقلاب پرداخته است. با پیروز شدن انقلاب او در کمیته‌، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانداری، بخشداری و مدارس به فعالیت پرداخت و با پی‌گیری تحصیلات خود در سنگر دانشگاه مشغول به خدمت شد.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 5-161-175-600-978

تعداد صفحات 184

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

نمای دور: حمید قزوینی(نویسنده): دکتر محمدرضا حافظ‌نیا از فعالان سیاسی و مبارزان قبل از انقلاب است که در دوره دانشجویی خود مبارزات و فعالیت‌های انقلابی داشته و بعد از پایان دوران دانشجویی، به‌عنوان سرباز در لشکر 77 خراسان مشغول خدمت می‌شود. به دلیل فضای انقلابی آن دوران و انگیزه‌های انقلابی که داشته با هدف پیشگیری از سرکوب مردم مشهد اقدام به ترور فرمانده تیپ 77 خراسان می‌کند که به همین دلیل دستگیر و روانه زندان می‌شود. مدتی بعد در پی شورشی که از سوی زندانیان صورت می‌گیرد وی به همراه چند نفر دیگر موفق می‌شود از زندان فرار کند و تا پیروزی انقلاب متواری بوده و مبارزه می‌کرده است. با پیروزی به‌مدت ۴ سال مسئولیت‌های سیاسی به عهده داشت و سپس در سال۱۳۶۳ از سیاست کناره‌گیری کرد و به فعالیت‌های آموزشی و علمی رو آورد. در میان خاطراتی که تاکنون منتشر شده این خاطرات منحصر به فرد است؛ و یکی از کتاب‌های جذاب در حوزه تاریخ شفاهی انقلاب است.
از کتاب:فرمانده لشکر داشت سان می‌دید و انگشتان دستش به نشانه احترام نظامی به کلاهش چسبیده بود. هنوز همه داشتند کار خود را انجام می دادند که صدای تیرها یکی پس از دیگری وحشت زده شان کرد. تیر اول را زدم، دوم را هم... همچنان داشت سان می‌دید. سوم و چهارم را هم زدم و دیدم افتاد. افراد لشکر هم فرار می‌کردند...دو سه تا فشنگ دیگر مانده بود که حمله‌ور شدم به سمت تیمسارهای دیگر که کنار جایگاه بودند... صفحه 84

از همین قلم: من و آقاموسی: خاطرات آیت‌الله عبدالجلیل جلیلی از امام موسی صدر(موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر) و...

نویسنده

حمید قزوینی

حمیدرضا قزوینی متولد 1356 روزنامه نگار، محقق و نویسنده تاریخ شفاهی است. از وی کتاب خاطرات محمدرضا حافظ نیا در سوره مهر منتشر شده است.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.