ورود

مردی که خواب نمی‌دید

نویسنده: داوود بختیاری دانشور

نمای نزدیک:از صفحه اول که کتاب را می‌خوانی تو را پرت می‌کند به سال‌های دور و کوچه پس کوچه‌های قدیم تهران. از سر پل امیربهادر و بازارچه قوام الدوله و مدرسه هدایت با پسر بچه شیطانی همراه می‌شوی تا اردوگاه‌های صلیب ندیده. نویسنده با چنان ظرافتی جزئیات خاطرات کودکی اسدالله را توصیف کرده که گویی آن پسرک شرور و شیطان را جلو چشمانت می‌بینی و رژه شپش‌ها روی سرش را که «شاباجی» می‌کشت می‌شنوی. وسط کتک خوردن‌ها اسدالله که هستی ناگهان انگار دستی تو را بر می‌دارد و وسط اردوگاه اسرا در صف نان می‌گذارد. یا وسط تهران پیش از انقلابی یا در آلمان سیر می‌کنی و مهم‌تر از همه وقتی است که همراه اسدالله زیر شکنجه‌های عراقی‌ها درد می‌کشی. بختیاری دانشور آنقدر سحر قلم دارد که تمام زندگی اسدالله را مو به مو نوشته همانطور که خودش خواسته: «من می‌گویم تو بنویس»؛ انگار آمده بود تا بجنگد. کسی فکر نمی‌کرد آن پسرک سر به هوا روزی در آلمان انجمن اسلامی تاسیس کند و در کنارش بنشنید و با مسحیان به بحث بپردازد تا یک دختر مسیحی مسلمان شود و پیوند زناشویی با او ببندد. اما در میان بحث‌ها هستی که ناگهان به اردوگاه می‌روی و وضو گرفتن با آب یخ حوض در زمستان...

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 2-151-506-964-978

تعداد صفحات 312

نوبت چاپ پنجم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

  نمای میانی: داوود بختیاری دانشور سال 1346 در تهران متولد شد. وی با لیسانس مدیریت صنعتی و به‌ عنوان کارشناس ادبی و داستان‌نویس در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‏هنری مشغول به کار بود. بختیاری در کمتر از یک دهه توانست جایگاه قابل توجهی در عرصه ادبیات داستانی کشور احراز کند و در آخرین روز سال 1386 زندگی را وداع گفت و در حزن سیّال فضا به خاک سپرده شد. نمای دور: رحمان سلطانی(همرزمان خالدی در دوران جنگ تحمیلی): مرحوم مهندس اسدالله خالدی، مشوقم برای حفظ کل قرآن، همچنین یادگیری تفسیر قرآن بود. این مرد بزرگ نقشی تعیین کننده در اردوگاه اسرا داشت. بعد از یک ‌سال از اسارت که عراقی‌ها برای هر آسایشگاه یک جلد قرآن آوردند، من سعی کردم تمام وقتم را به حفظ قرآن اختصاص دهم.گهگاهی احساس خستگی می‌کردم. مرحوم خالدی که شاهد تلاشم برای حفظ قرآن بود گفت آقا رحمان اگر موفق بشوی کل قرآن را حفظ کنی من انشاءالله در ایران یه دوره تفسیر المیزان به شما هدیه می‌کنم. این گفته مهندس از دو جنبه برایم جالب بود یکی امیدواری به آزادی و دوم تشویق ایشان و اهتمام آن مرحوم به گسترش فضای معنوی در اسارت. در سال‌های اولیه آزادی یک روز که به دیدارش در وزارت دفاع رفته بودم، یک چک پنج هزار تومانی (قیمت یک دوره تفسیر المیزان) به من داد و گفت آقا رحمان برو یه دوره تفسیر المیزان بخر. از همین قلم: طعم زندگی (سوره ‏مهر) پرواز سفید (سوره ‏مهر) ما همه سرباز بودیم( سوره مهر) مسافر (سوره‏ مهر) بچه محله جلالی (سوره مهر و نشر شاهد) مین‌های دوست‌داشتنی (ستاره‌ها) افتخارات:اثر تقدیری چهاردهمین جشنواره کتاب دفاع مقدس لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

داوود بختیاری دانشور

زندگینامه

در سال 1346 در تهران متولد شد و در همین شهر نیز رشد و پرورش یافت. دارای لیسانس مدیریت صنعتی است و به‌عنوان کارشناس ادبی در دفتر هنر مقاومت مشغول به کار شد و با انجمن قلم نیز همکاری می‌کرد و کتابی از زندگی آقای خالدی یکی از آزاده‌های عزیز کشورمان را با عنوان « مردی که خواب نمی دید » را نوشت.

 

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

لشکر خوبان

فرنگیس

مهناز فتاحی

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

چراغ های روشن شهر

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

کالک های خاکی

ضربت متقابل