ورود
معرفی کتاب

از کشمیر تا کاراکاس با سرباز روح الله

مهدی محمدی ۲۹ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۰۵
سرباز روح الله رضوی که نامش براساس علاقه پدرش، «سرباز روح‌الله» انتخاب شده، در کتاب «از کشمیر تا کاراکاس» از کسانی می‌گوید که در نخستین سفر کاروان آسیایی شکست حصر غزه در سال 89 شرکت داشتند که با زبانی شیرین و نثری خواندنی روایت شده است.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، کتاب «از کشمیر تا کاراکاس» نوشته سرباز روح الله رضوی، روایت سفرهای یک کنشگر مردمی به کشورهای مختلف دنیا؛ تعامل با آدم‌هایی است که اختلافات فرهنگی و حتی اعتقادی با یکدیگر دارند اما حول محور ایستادگی در برابر ظلم و ظالم، با یکدیگر همراه و همکار و هم صحبت می‌شوند.

 

 آدم‌هایی که برای آنها مرزهای اعتباری جغرافیایی پررنگ نیست و برای همین فصل مشترک‌های بسیاری با همراهان خود دارند.

 

نویسنده اگرچه متولد جایی خارج از ایران است اما در ایران رشد و نمو یافته و تلاش کرده این نگرش جهان وطنانه خود را در قالب خاطرات سفرهایش به نوار محاصره شده غزه، کمپ آوارگان روهینگا و .... بازنمایی کند.

 

برشی از متن کتاب: «بالاخره غروب خبر آمد که دریا موج نیست و می‌توانیم امید داشته باشیم که امشب کشتی‌مان به دریا می‌زند. کل روز 27 مارس را تقریبا شبیه آواره‌ها در بندر سپری کرده بودیم و دیگر لیر ترکیه‌ای هم نداشتیم که خرج چای و خوراکی کنیم. با همه کافه و رستوران دارها هم چک و چانه زده بودیم و همه می‌شناختندمان. شب که شد، سرما هم بیشتر شد و اثرات شنای اول صبح خودش را بیشتر نشان داد. پتوی مسافرتی را دور سر و سینه‌ام پیچیدم و کلاهم را تا روی گوش‌هایم پایین آوردم. دیگر همه کنار اسکله کشتی جمع شده بودیم و انتظار فرمان را می‌کشیدیم. بچه‌ها گروه گروه دور هم حلقه زده بودند و داشتند شعر می‌خواندند. ترک‌ها به ترکی می‌خواندند و اندونزیایی‌ها به باهاسا و هندی به اردو و ایرانی‌ها هم به فارسی. هر کسی ترانه‌ای می‌خواند و بقیه همراهی می‌کردند. سعی کردیم که از بین این همه ترانه جور واجور، یک تم و ملودی واحد در بیاوریم؛ چیزی در مایه‌های تصنیف "نوایی نوایی نوایی نوایی، جوانی بگذرد تو قدرش ندانی" که بیژن بیژنی خوانده بود. بچه‌های ایرانی با همین وزن شروع کردند به خواندن:

 

- سپاه محمد، می‌آید می‌آید

 

و هندی‌ها ادامه می‌دادند:

 

- الاقصی کی آزادی، دیکینگے دیکینگے (آزادی قدس را خواهیم دید، خواهیم دید)

 

و ترک‌های می‌خواندند:

 

- اسراییل قهرالسول، اسراییل قهرالسول (مرگ بر اسراییل، مرگ بر اسراییل)

 

و انگلیسی زبان‌ها تکرار می‌کردند:

 

- پلستاین ویل بی فری، یو ویل سی یو ویل سی (فلسطین آزاد می‌شود، تو خواهی دید و تو خواهی دید)

 

و بالاخره درهای کشتی باز شد



نظرات