ورود
سوره مهر منتشر کرد:

«حجره شماره دو»، روایت تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قم

یعقوب صلاحی ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۰۹
کتاب «حجرۀ شمارۀ دو»، خاطرات حجت‌‏الاسلام ابوالقاسم اقبالیان، یکی از آثار مهم در حوزۀ تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس استان قم، با نگارش رضا یزدانی، منتشر شد.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، حجت‌الاسلام ابوالقاسم اقبالیان یکی از شاهدان عینی است که در بسیاری از مقاطع حساس تاریخ انقلاب و دفاع مقدس قم حضور داشته و نقش‌آفرینی کرده‌ است. او هم‌چنین با شخصیت‌های مهم تاریخ انقلاب نیز ارتباط داشته و خاطرات بکر فراوانی از آن‌ها دارد که در هیچ جای دیگر از تاریخ نقل نشده است و برای اولین بار است که در کتابی چاپ می‌شود.  هر کس خاطرات ایشان را بخواند احساس خواهد کرد دستی غیبی او را از روزهای اول زندگی وارد جریان پُرپیچ‌‏وخم مبارزه با رژیم شاهنشاهی کرده و او را با افرادی آشنا نموده که هر یک در این راه طلایه‌‏دار بودند. اقبالیان‏ چه در دوران دبستان و دبیرستان چه در دوران طلبگی‏ دست از مبارزه و اعتقاداتش برنداشته و نه‏‌تنها تا پیروزی انقلاب اسلامی، بلکه پس از آن هم بی‏خیالِ جهاد و مبارزه نشده است؛ به‏‌طوری‏‌که خاطرات مجاهد‌ت‏‌های شب‏‌و‌روزنشناس او در دوران دفاع مقدس برای هر مخاطبی حیرت‏‌زاست. او در مبارزات انقلابی خود وجود مبارک امام خمینی(ره) را مثل چراغی روشن در برابر دیده‏‌های خود قرار داده و معیار شناخت افراد را میزان ارادتشان به امام می‏دانسته؛ به همین دلیل، هیچ‏گاه از مسیر روشن انقلاب منحرف نشده است.


حجرۀ شمارۀ دو صرفاً خاطرات شخصی یک مبارز انقلابی نیست، بلکه خلاصه‏‌ای است از تاریخ انقلاب و دفاع مقدس قم. زیرا راوی این کتاب در بیشتر اتفاقات مهمِ انقلابیِ قم نقش مؤثر داشته و بعضی از روایت‌‏های او مکمّل روایت‏‌های ناقصی است که پیش از این کتاب دیگران نقل کرده‌‏اند. با کنار هم قرار دادن این برش‌‏های تاریخی، مخاطبان به روایتی کامل دست می‏‌یابند.

هرچند اهالی جبهه و جنگ قم خوب او را می‏‌شناسند، جوان‏‌ترها نمی‌‏دانند که راوی این کتاب چه نقش مهمی در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس قم داشته و سال‏‌های سال بی‏نشان مانده است. نام «شیخ اقبالیان» با بسیج قم و اعزام بسیجی‌‏ها به جبهه گره خورده است و اگر خواست خدا نبود و این خاطرات ثبت نمی‏‌شد، بخش مهمی از پازل تاریخ انقلاب و دفاع مقدس ناقص می‌‏ماند.

این کتاب حاصل بیش از شصت ساعت مصاحبه با راوی کتاب، حدود ده ساعت مصاحبه با هم‏رزمان ایشان، و مطالعۀ بیش از سی جلد کتاب در حوزۀ تاریخ انقلاب و دفاع مقدس و بررسی‏‌های میدانی و بهره‏‌گیری از صاحب‏نظران عرصۀ تاریخ شفاهی است. زیرا راوی در بسیاری از اتفاقات مهم تاریخی، از جمله قیام مردم قم در 19 دی، مبارزات انقلابی مردم ورامین، یزد، و اصفهان و ... حضور داشته و پی بردن به صحت و سقم مطالب و بررسی دیگر روایت‏‌ها‏ که در نگارش آثار مربوط به تاریخ شفاهی امری بدیهی و لازم است‏ نیازمند مطالعات گسترده‌‏ای در این خصوص بود. از آنجا که، به دلیل عوارض شیمیایی، بخش‏‌هایی از خاطرات از حافظه راویِ کتاب زدوده شده بود، برای پی بردن به جزئیات دقیق خاطرات، به برخی هم‏رزمان ایشان و بعضی منابع مکتوب مربوط به تاریخ انقلاب و دفاع مقدس مراجعه شد تا از اشتباهات رایج در حوزۀ تاریخ شفاهی جلوگیری شود.

برشی از کتاب:

یک هفته از اسفند سال 1357 گذشته بود. خبر رسید که قرار است امام خمینی از تهران به قم بیاید و برای همیشه در شهری که سال‏‌های سال در آن نفس کشیده زندگی کند؛ همان شهری که صدای فریادهایش را از آنجا به گوش عالم رساند. از طرف آقای مؤمن پیغام رسید که من هم باید در کمیتۀ استقبال از امام باشم. چه خبری خوشحال‏‌کننده‌‏تر از این؟ قرار بود یکی از کسانی باشم که در مسیرِ آمدن امام از ایشان مراقبت می‏‌کند. برای دیدنش سر از پا نمی‏شناختم. دائم به تقویم نگاه می‏کردم که چند روز تا دهم اسفندماه باقی مانده است. با خودم روزها را می‏شمردم؛ سه‏شنبه، چهارشنبه، و پنجشنبه؛ سه روز دیگر.

 

 



نظرات