ورود
«پوتین قرمزها»

روایت زندگی فرماندهان اسیر عراقی در اردوگاه ایرانی

یعقوب صلاحی ۰۴ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۲۳
«پوتین قرمزها» خاطرات مرتضی بشیری، بازجو و مدیرمسئول جنگ روانی قرارگاه خاتم الانبیا را به قلم فاطمه بهبودی روایت می کند.

«پوتین قرمزها» خاطرات مرتضی بشیری، بازجو و مدیرمسئول جنگ روانی قرارگاه خاتم الانبیا را به قلم فاطمه بهبودی روایت می کند.

از جذابیت های خاطرات بشیری، روایت جلسات بازجویی از نیروهای عراقی است که گاه در خلال این خاطرات، مطالب خواندنی از اتفاقات تاریخی نقل می شود که فجایع رخ داده در جنگ تحمیلی را بیشتر نمایان می کند. از جمله این موارد، بخشی است که به بازجویی از محمد رضا جعفر عباس الجشعمی، سرهنگ دوم نیروی مخصوص، فرمانده تیپ کماندویی سپاه هفتم و حضور او در ام الرصاص اختصاص دارد.

نویسنده در مقدمه این اثر به چگونگی نگارش اثر و موانع و مشکلات موجود در این زمینه اشاره کرده و می نویسد: دربارۀ بخش استنادی کتاب گفتنی است اسناد مرتبط با بازجویی ها از وزارت امور خارجه به مرکز اسناد و کتابخانۀ ملی ایران منتقل شده و این مرکز، بنا به قانونی دست و پاگیر، تا چهل سال بعد امکان بازدید، مطالعه یا هرگونه دسترسی به اسناد را از مراجعان سلب کرده است و به هنگام مکاتبه بنده این جابه جایی به تازگی انجام شده بود. همچنین از آنجا که قرارگاه خاتم الانبیا بخش اطلاعاتی سپاه محسوب می شده، عکس برداری یادگاری نیز به ندرت صورت گرفته است.

«پوتین قرمزها» در ۳۶ فصل به انضمام عکس ها و اسناد تدوین شده است. بهبودی در این خاطرات ابتدا مخاطب را با اهمیت خاطرات راوی آشنا می کند. او در فصل های نخست، بخشی از بازجویی های انجام شده را ثبت می کند و پس از آن، به زندگی فردی راوی و چگونگی ورود او به جبهه و نقش او در جنگ تحمیلی می پردازد.برشی از متن: جشعمی و چند اسیر دیگر را به قصد اسکان به کمپ موقت حرکت دادیم. چشم اسرا را بستم و در عقب وانت جا گرفتیم. باد سردی می‌وزید و سر بی‌موی سرهنگ از سرما سرخ شده بود. کلاه کاموایی‌ام را از سر برداشتم و روی سر او کشیدم. سرهنگ کلاه را لمس کرد و با صدای بغض‌آلودی گفت: «شما چه مردمی هستید؟»نمی‌دانستم عذاب وجدان کسانی را دارد که به اشاره، دستور یا به دست او کشته شده‌اند یا می‌خواهد عواطفم را تحت‌تأثیر قرار دهد. جوابی ندادم و چشم دوختم به جاده.

لینک خرید: پوتین قرمزها



نظرات