ورود
محمدرضا سرشار:

عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد، یک روایت ادبی عادلانه است

مهدی محمدی ۲۷ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۱۶
عکاس گفت: با این لباس‌ها نمی‌شود. چه کار می‌بایست می‌کردم؟ دکتر محمود احمدی‌نژاد به دادم رسید: با کت من عکس بیندازید. گفتم عیبی ندارد در عکس‌ها کت هر دویمان یکی باشد؟ گفت: نه معلوم نمی‌شود».

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، محمدرضا سرشار درباره ایده شکل​گیری کتاب می​گوید: زمانی که برای انتخابات مجلس ششم در سال 78 ثبت نام کردم، اتفاقات و حوادث روزانه را یادداشت می​کردم هرچند این کار به صورت منظم انجام نمی​شد اما در کل سعی می​کردم تمامی اتفاقات اطراف خود را پوشش دهم. کتاب بیان روایت است و از آنجایی که من نویسنده نیز بودم توانستم روایت​های که از صحنه​های روزانه آن دوران داشتم، مکتوب کنم که این نوشته​ها، ابتدا در فضای مجازی منتشر می​شد اما در نهایت به شکل کتاب درآمد و در اختیار علاقمندان به این موضوعات قرار گرفت.

او با بیان این‌که حضور دکتر احمدی‌نژاد و بسیاری از دولتمردان ایشان در این خاطرات منعکس شده است، ادامه داد: در آن سال، من و دکتر احمدی‌نژاد هر دو در یک لیست انتخاباتی قرار داشتیم و بیان این خاطرات از جهاتی برای من جالب بود. البته کتاب بر خلاف اسمش فقط در مورد آقای احمدی​نژاد نیست و اسم کتاب برگرفته از یکی از داستان​های جالب موجود در کتاب است.

نویسنده تصریح می​کند: چنین کتابی در زبان فارسی تا به امروز منتشر نشده است که از دید یک داستان نویس و از اهالی ادبیات، نوشته شده باشد. البته در بین اهالی سیاست هم کسی چنین کتابی ننوشته​است اما اگر روزی این اتفاق بیفتد کاملا نگاهش با این کتاب متفاوت خواهد بود.

سرشار تاکید می​کند: مطالب کتاب ابتدا در فضای مجازی منتشر می​شد و بسیاری از خبرگزاری​های رسمی​ مطالب را پوشش داده و بازنشر می​کردند. یکی از دلایلی که کتاب زیاد دیده نشد هم همین قضیه است با اینکه بازخوردهایی که من از مخاطبان به​ویژه اهالی ادب میگرفتم بسیار مثبت بود اما توفیق چندانی در فروش نداشت و آن گونه که شایسته بود دیده نشد.

او از شباهت و تفاوت​های این اثر با خاطرات روزنگاشت می​گوید و در ادامه توضیح می​دهد: در خاطرات روزنگاشت یک موضوع خاصی دنبال نمی​شود و اتفاقاتی که هر روز رخ می​​دهد، ثبت​ می​شود اما این اثر یک موضوع را دنبال می​کند و خط داستانی خاصی دارد. قصه و نقطه اوج دارد.

سرشار در ادامه در مورد نام​گذاری کتاب می​گوید: من یکی از داستان​هایی که در کتاب​ آمده و به نظرم جذاب بود را در انتخاب اسم دخالت دادم اما این کتاب به هیچ وجه در تایید، تمجید و جانبداری از هیچ شخصی نیست و همه مطالب به صورت عادلانه و کاملا واقعی روایت شده​ است و شاید به همین خاطر بود که برخی از اطرافیان احمدی​نژاد از کتاب خوششان نیامد، هرچند که از خود ایشان بازخورد خاصی دریافت نکردم.

در بخشی از این کتاب آمده است: «اصلا برای انداختن چنین عکس مهمی آمادگی نداشتم. اگر می‌دانستم، حداقل موهای سرم را می‌شستم. لباس هم مناسب یک عکس رسمی نبود؛ اما چاره‌ای نداشتم. ژاکت یقه‌اسکی دستبافت خانم و اورکت تنم بود. عکاس گفت: با این لباس‌ها نمی‌شود. چه کار می‌بایست می‌کردم؟ دکتر محمود احمدی‌نژاد به دادم رسید: با کت من عکس بیندازید. گفتم عیبی ندارد در عکس‌ها کت هر دویمان یکی باشد؟ گفت: نه معلوم نمی‌شود».

برای دریافت این کتاب اینجا کلیک کنید.



نظرات