ورود

عمو سبدی

نویسنده: حبیب غنی پور

نمای نزدیک:زبانش ساده و بی‌پیرایه است، و موضوعات و مفاهیمش انگار چشمه کوچک زلالی است که از دامنه‌های کوهی بلند و استوار در قلبی کودکانه و پاک سرچشمه می‌گیرد. هر سه داستان این کتاب را که می‌خوانی، بخشی از وجود نامیرای حبیب غنی‌پور در پیش چشمانت زنده می‌شود. جوانی که در عمر کوتاهش، در میان کلمات و جنگ همواره در رفت و آمد بود. اولین داستان کتاب یعنی قصه «عمو سبدی» که نام مجموعه نیز از آن برگرفته شده، داستان مردی را روایت می‌کند که دختر گم شده‌اش را تنها در یک بیمارستان پیدا می‌کند. مرگ دخترچنان تاثیری بر پدرش می‌گذارد که پس از آن همیشه با سبدی در دست برای کودکانی که در بیمارستان بستری هستند اسباب‌بازی می‌برد. «صندوق» ماجرای مردی است که صندوقی حاوی غذا برای کمک به آنها که دچارطوفان شده‌اند به رودخانه می‌اندازد. اما این صندوق عاقبت روزی جان خودش و آنهایی را نجات می‌دهد که او را مورد تمسخر قرار داده‌اند. غنی‌پور در داستان «لب کلفت» نیز به ماجرای پسربچه‌ای می‌پردازد که به خاطر خوردن تنقلات زیاد لب‌هایش متورم شده و دوستانش در مدرسه او را مسخره می‌کنند. داستانی ساده و آشنا که از میان روزمرگی­های زندگی نوجوانان انتخاب شده، اما خواندنش لذتی عمیق برجای می‌گذارد. داستان­های کتاب «عموسبدی» همگی با کلماتی بلورین نوشته شده‌اند که می‌توان از پس آنها دنیای زیباتری را به تماشا نشست. دنیایی که آدم­هایش، همواره از اشتباهات خود درس می‌گیرند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 1-857-471-964-978

تعداد صفحات 39

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

نمای میانی: از اعضای شورای نویسندگان جوادالائمه (ع) بود، اما جنگ به او مهلت به پایان رساندن بسیاری از داستان‌ها، گزارش‌ها و تحقیق‌های ناتمامش را نداد. اما یاران دیگرش در این شورا، جایزه‌ای به نام این شهید نویسنده تاسیس کردند. حبیب غنی‌پور در ۱۳۴۳ در یکی از محله‌های جنوبی تهران به دنیا آمد و اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج شهید شد. دوران زندگی‌اش بعد از انقلاب، تلاشی پیگیردر زمینه‌های ادبی، هنری بود. نمای دور: محمدرضا کاتب: بچه‌های آن روز حالا بزرگ شده‌اند و رفته‌اند پی زندگی‌شان و شاید خیلی از چیزها را فراموش کرده باشند. محله‌شان را، مسجدشان را، کتابخانه‌شان را و حتی خود حبیب را . ولی فکر نمی‌کنم بتوانند یک لبخند را که یک جور خاصی هم بود، فراموش کنند. جبیب یک جور خاصی لبخند می‌زد که از همه چیزش بیشتر یاد آدم می‌ماند. توی عکسش که در کتابخانه پشت بام مسجد هنوز هست، تکه‌ای از آن لبخند دیده می‌شود. آدم باید خیلی شانس داشته باشد که به دنبال یک لبخند به یاد کسی بیاید. این کمال خوشبختی است و کمال تأثیر؛ شاید ارزش تأثیر بیش از خوشبختی باشد. چون من اول می‌خواستم فقط چند کلمه حرف بزنم. نمی‌دانم چرا وقتی شروع کردم از مسجد سر در آوردم و از آن روزهایی که هر چند گاهی تلخ بود، ولی خوب بودند و با حس و حال بودند؛ آن قدر حس داشتند که هنوز که هنوز است، حس می‌‌کنم باز دوشنبه است و ... از کتاب:عموسبدی خداحافظی کرد. ناگهان محسن چیزی در گوش عباس گفت و بعد هر دو با هم فریاد زدند: «عمو سبدی...» عموسبدی ایستاد. محسن و عباس، هردو، شکلات‌هایشان را به عموسبدی دادند. محسن درحالی که به چشمهای مهربان عموسبدی خیره شده بود گفت: «ببخشید! شما این دو تا شکلات را از طرف ما به آن بچه‌ها بدهید.» عمو سبدی نمی‌خواست بگیرد. گفت: «من از طرف شما به آن‌ها شکلات می‌دهم. شما این دو تا را خودتان بخورید.» بچه‌ها قبول نکردند. صفحه ۲۱ از همین قلم:جبهه جنوب: یادداشت‌های شهید حبیب غنی‌پور (‏سوره ‏مهر) گل خاکی (‏سوره‏ مهر)

نویسنده

حبیب غنی پور

زندگینامه

شهید حبیب غنی‌پور در سال 1343 در محلة «جی» واقع در جنوب غربی تهران، چشم به جهان گشود و در همان محله بزرگ شد. اولین و عمده‌ترین فعالیت ادبی او در سال 1359 با انتشار اولین کتاب «سوره، بچه‌های مسجد» به بار نشست. از دیگر فعالیت‌های شهید غنی‌پور می‌توان به تدریس در مدرسه شهید چمران تهران و همکاری با دو مجله «کیهان بچه‌ها» و «رشد جوان» اشاره کرد. وی در سال 1364 وارد دانشگاه شد و در رشته ادبیات دانشگاه شهید بهشتی، مشغول تحصیل شد. در دوران دانشجویی، چند بار به جبهه رفت و در چند عملیات از جمله: والفجر 8، کربلای 1 و کربلای 5 شرکت کرد. سرانجام طی عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. تا کنون سه کتاب از این نویسندة شهید توسط انتشارات سورة مهر منتشر شده است: «سفر جنوب» شامل یادداشت‌های روزانه شهید غنی‌پور با محتوای جبهه و مناطق جنگی جنوب و خاطراتی دربارة همرزمان شهید است. این کتاب به تازگی به چاپ دوم رسیده است. «عمو سبدی» کتابی شامل سه داستان کوتاه‌ِ «عمو سبدی»، «صندوق» و «لب کلفت» برای کودکان و نوجوانان است. «گل خاکی» شامل 8 داستان کوتاه از شهید غنی‌پور دربارة دفاع مقدس است که برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است. زندگی‌نامة کوتاه وی شامل دوران کودکی، جبهه و فعالیت‌هایش در مناطق مختلف جنگی و نحوة شهادت وی نیز در کتاب آمده است. به یاد شهید غنی‌پور و گرامیداشت او، جشنواره‌ای ادبی با نام این شهید هر سال 10 اسفند، همزمان با سالروز شهادت وی در مسجد جوادالائمه (ع) برگزار می‌شود. ششمین دورة جایزة ادبی غنی‌پور در اسفند 85 برگزار شد. یادش گرامی باد!

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
مربع های قرمز

زینب عرفانیان

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

عصرهای کریسکان

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام

چراغ های روشن شهر

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان