ورود

فرار از موصل

نویسنده: حسین نیری
اتمام موجودی انبار

نمای نزدیک:محمدرضا عبدی که متولد قصر شیرین است با شروع جنگ تحمیلی، در حالی که هفده ساله بود، همراه دیگر مردم به دفاع از شهر خود پرداخت اما به علت کمبود نیرو و مهمات در اوایل مهرماه ۱۳۵۹ قصرشیرین پس از محاصره سقوط کرد و وی به اسارت نیروهای عراقی در می‏آمد. عبدی پس از سپری کردن حدود سی ماه در اسارتگاه‌های رژیم بعث عراق، موفق شد اول فروردین ماه ۱۳۶۲ همراه با زاگرس میرانی از اردوگاه موصل فرار کند و پس از ۲۷ شبانه‌روز پیاده‌روی و تحمل مشقات و سختی‌های فراوان خود را به ایران برساند. کتاب حاضر شامل دو بخش است؛ نیمه اول خاطرات محمدرضا عبدی از دوران کودکی، نحوه اسارت و دوران اسارت او در زندان‌های پادگان مندلی، بغداد و اردوگاه موصل را دربر می‌گیرد و نیمه دوم کتاب شرحی است از نحوه فرار او و همرزمش از اردوگاه موصل. چگونگی طراحی نقشه فرار از طریق پارکینگ اردوگاه و گذشتن از روستاها و مناطق سخت، از بخش‌های جذاب و نفسگیر این خاطراتند. در بخش پایانی کتاب « فرار از موصل»، خاطرات آزاده مرتضی سهیل بیگی با عنوان «پس از فرار» روایت شده که به شرح وضعیت اردوگاه و عکس‌العمل عراقی‌ها پس از فرار این دو اسیر می‌پردازد. روایتی که در این کتاب، به شکلی داستانی و با کشمکش آمده و همچنین مجموعه تصاویری که عبدی پیش روی مخاطب قرار می‏گیرد، این احساس را زنده می‏کند که می‌توان بر اساس این خاطرات جذاب و سرشار از تعلیق، یک اثر تصویری تراز اول ساخت. مصاحبه و تدوین حرفه‌ای حسین نیری نیز بر جذابیت کتاب افزوده است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 8-791-471-964-978

تعداد صفحات 166

نوبت چاپ سوم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

  نمای میانی: آزاده‌ای که فراز و نشیب زندگی‌اش را در این کتاب روایت کرده، متولد سال 1342 در قصرشیرین است. محمدرضا عبدی هم‌اکنون ساکن روستای قمشه ماهیدشت از توابع کرمانشاه است . نمای دور:محمد رضا عبدی، آزاده جنگ تحمیلی، جزو معدود افرادی است که موفق شده از اردوگاه موصل عراق فرار کند. او در این کتاب خاطرات و اتفاقات رنگارنگ و پر پیچ و خم زندگی‌اش را بازگو می‌کند: دوران کودکی، تحصیل، دوران قبل از انقلاب و تظاهرات مردمی، اوایل جنگ، درگیری با دشمن در منطقه قصرشیرین، نحوه اسارت در دست عراقی‌ها، برخورد نیروهای عراقی در روزهای اول اسارت و انتقال به زندان‌ها و اردوگاه‌های بغداد و موصل، اوضاع بد بهداشت و غذا، سرکشی صلیب سرخ از اردوگاه، ورزش در اسارت، انجام فرایض دینی چون نماز و روزه و عزاداری در اسارت، درگیری اسرا با نیروهای بعثی و به شهادت رسیدن عده‌ای، نحوه تهیه ابزار و وسایل مورد نیاز از انبارهای دشمن، فکر فرار و طرح نقشه، نحوه فرار، تهیه غذا در مسیر فرار، کمک اهالی روستاها و شیعیان در فرار، تماس تلفنی از عراق با خانواده و گذشتن از مناطق کوهستانی و رسیدن به مرزهای ایران و پیوستن به سپاه اشنویه. از کتاب:موقع فرار لباس تنمان شبیه لباس سربازی بود. کفش‌هایمان کتانی چینی سفید بود که هر چند وقت یک‌بار، یک جفت می‌دادند. همان شب به مرتضی گفتم: «امشب می‏خواهیم برویم، واقعا تصمیم نداری همراه ما بیایی؟» گفت: «نه نمی‌آیم.» فکر می‏کرد نقشه فرار زیاد جدی نیست. آن شب حدود سی عدد شکلات جمع کردیم و آنها را همراه خود برداشتیم. لباس هایمان را مرتب کردیم و منتظر شدیم شب از راه برسد. نیمه‌های شب حدود ساعت یک بود. صفحات 91و92 از همین قلم: اسیر کوچک: خاطرات شفاهی غلامرضا رضازاده (سوره‏ مهر) بزرگ‌مرد کوچک: خاطرات شفاهی قنبرعلی بهارستانی (سوره‏ مهر) فرمانده جدید: براساس زندگی شهید احمد متوسلیان (شاهد، سوره‏ مهر) راز مدرسه‌ ما: زندگی‌نامه‌ داستانی شهید محمود قندی(شاهد) لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

حسین نیری

 

کتاب های مرتبط
دلیل (روایت حماسه شهید چیت سازیان)

حمید حسام

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

ضربت متقابل

چراغ های روشن شهر

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور