ورود

شال سبز

نویسنده: علی اکبر عسگری

نمای نزدیک : «شال سبز»، سومین اثر داستانی از مجموعه کتاب‌های قهرمانان انقلاب و براساس زندگی شهید عبدالحسین دستغیب است. به جرأت می‌توان گفت که نویسنده این کتاب به لطف فعالیتش از بیش از دو دهه قبل در حوزه داستان، توانسته اثری به نسبت داستانی‌تر نسبت به سایر کتاب‌های قهرمانان انقلاب از کار در آورد. فضاسازی‌ها، توصیف‌ها و ایجاد گره‌های داستانی، این کتاب را بسیار خواندنی‌تر از آن کرده که کسی بنشیند و صرفاً از تاریخ مبارزات این روحانی مجاهد به زبان ساده بنویسد. عسکری، شال سبز را با شرح‌ حال‌نویسی رئیس اداره ساواک از شهید دستغیب آغاز می‌کند؛ بدین صورت که رئیس ساواک در نقش یک مقدمه‌نگار، خواننده کتاب را با قهرمان داستان آشنا می‌کند و نویسنده سعی دارد با قرار دادن گزارش او به ساواک مرکزی در ابتدای کتاب، نمایه‌ای غیرداستانی از اصل و نسب، فعالیت‌های دینی و شیوه آیت‌الله دستغیب از دعوت مردم به مبارزه علیه رژیم را نشان دهد. این گزارش‌ دادن‌ها در فصول بعدی هم تکرار می‌شوند، اما واجد ویژگی‌های گزارش اول ـ که مشروح‌تر بود ـ نیستند و تنها راپورتی برای خوشامد اربابان رئیس اداره ساواک فارس به شمار می‌روند. یکی دیگر از مزیت‌های این کتاب، توضیح تمام واژگان نامأنوس با ذهن مخاطب است. پانویس‌های فراوانی که نویسنده در این کتاب به کار برده است، نشان می‌دهد که صرفاً درصدد داستان‌پردازی نیست و تلاش کرده تا اثری محققانه در سبد ذهن مخاطب بگذارد.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 0-578-506-964-978

تعداد صفحات 151

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب پالتویی

کتاب های دیگر نویسنده

 

نمای میانی:علی‌اکبر عسکری، متولد 1345 و از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است. اگر به خاطر آثار محدود، اصطلاح «قصه‌نویس» به عنوان یک حرفه‌ و تخصص برازنده او نباشد، اما می‌توان گفت که او در ابتدای دهه 70 به عنوان یک منتقد ادبیات داستانی شناخته می‌شد و فعالیت در مجله سوره نوجوانان، وجه روزنامه‌نگارانه نیز به او می‌افزود.
او در شرکت ملی فولاد مشغول کار بود و گاهی مقاله یا یادداشتی به نشریات و روزنامه‌ها می‌داد، اما در طول همه این سال‌ها قصه‌نویسی را تفننی دنبال کرده و شاید به همین دلیل است که نامی از او در داستان‌نویسی امروز به چشم نمی‌خورد.

از کتاب: پسر عبایش را دورش جمع کرد و نشست. پدر، تعداد زیادی برگه را که کنارش روی زمین بود، برداشت و مقابل او گذاشت:ـ امروز اینا رو تو مسجد و محل پخش کنین.پسر، عمامه‌اش را روی سرش عقب برد. بعد، یکی از برگه‌ها را برداشت و نگاه کرد. بالای برگه نوشته بود: «اعلامیه‌ی علما و روحانیون شیراز، در پشتیبانی حضرات مراجع تقلید قم، مخصوصاً آیت‌الله‌العظمی حضرت آقای خمینی دامت برکاته.»
صفحه 73
از همین قلم:
آیینه ستاره‌ها؛ براساس زندگی سردار شهید حاج عبدالمهدی مغفوری فرمانده بسیج سپاه کرمان (انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

کتاب های مرتبط
گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

فرنگیس

مهناز فتاحی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

لشکر خوبان

راز نگین سرخ

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

چراغ های روشن شهر

عصرهای کریسکان