ورود

گداخته

نویسنده: رضا بنده خدا

نمای نزدیک:کتاب «گداخته» دربرگیرنده خاطرات آزاده‌ای است که هشتم آبان ماه سال 1359، موقعی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سی‌و نهمین روز شروع رسمی‌اش را می‏گذراند اسیر شد، آن هم به این دلیل که مه، مسیر عبور آنان را پوشانده بود و او همراه گروهی دیگر از غیر نظامیان، از آبادان به سمت ماهشهر می‏رفت و در راه فکر می‌کرد نظامیانی که از میانشان می‌گذرند نیروهای خودی هستند. او دراین کتاب به چگونگی اسارت و خاطرات مربوط به دوران زندگی در اردوگاه‌های عراق تا زمان آزادی خود در سال 1369پرداخته است. محمدعلی زردبانی در «گداخته» راوی صادق و منصفی است که به‌رغم تحمل دشواری‌های فراوان، نگاه سیاه و سفید و مطلق‌گرایانه‌ای ندارد. کتاب «گداخته» به دلیل بازگویی خاطرات دوران اسارت، سرشاراز لحظه‌های بیم و امیداست و خواننده را برای مطالعه صفحه به صفحه ترغیب می‌کند. زندگی دراردوگاه الانبار عراق، انتقال به پادگان تنومه، انتقال به زندان بغداد و بازجویی وشکنجه توسط عراقی‏ها، بیماری اسرا و خود درمانی ‏آنان در اردوگاه، برگزاری مراسم نوروز توسط اسرا، قطعنامه 598 و واکنش اسرا به آن برخی از موضاعات مطرح شده در این خاطرات است. کتاب حاضر در دوفصل با عنوان‌های سلول و اردوگاه تدوین شده است و به سبب بیان جزئیات، اثری خواندنی به حساب می‌آید؛ چراکه هیچ چیز از چشم تیزبین زردبانی پنهان نمانده است. مثلاً به این موضوع اشاره می‌کند که چگونه عراقی‌ها می‌خواستند اسرای کم سن و سال را با دادن وعده‌های دروغین فریب دهند و از آنان استفاده‌های تبلیغاتی کنند. یا به اجرای تئاتری به اسم «عید دیدنی» در محوطه اردوگاه اشاره می‌کند که خود عراقی‌ها به اسرا اجازه اجرایش را می‌دهند، بی‌آنکه بدانند در همین نمایش مورد تمسخر و مضحکه قرار گرفته‌اند! «گداخته» با تصاویری احساس‌برانگیز از ایام بازگشت زردبانی به ایران و استقبال گرم خانواده‌ و بستگانش به پایان می‌رسد.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 3-530-471-964-978

تعداد صفحات 199

نوبت چاپ دوم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

 

نمای دور:مانی مهر: این کتاب که خاطرات زمان اسارت مهندس محمد علی زردبانی است براساس بیست و شش نوار کاست یک ساعته‌ای که از خاطرات زردبانی و توسط او در ماه‌‏های نخست آزادی‌اش از اردوگاه‌های عراق تهیه شد، شکل گرفته است.
این بیست و شش ساعت صدا، بعدتر توسط رضا بنده‌ خدا که هم شاعر بوده و هم نویسنده، به متن قابل انتشار بدل شده آن هم هنگامی که درگیر بیماری بوده و عاقبت هم که چاپ کتاب را ندید. با چنین فرا متنی، خود به خود متن هم جذاب‌‌تر می‏نماید. متنی که به دلیل اختصاص یافتن به خاطرات دوران اسارت، به قدر کفایت، از سوگ و امید، پر است و با چنین قصه‌ای در فرا متن، «لبریز» هم می‌شود و روایتش پررنگ ‌تر از روایات دیگری از این دست، به نظر می‌رسد. یادمان باشد که این کتاب، متعلق به روزگاری است که خاطره ‌نگاری جنگ، توسط «بازنگاران» جدی‌‌تر گرفته می‌شد چون خود از نسلی بودند که جنگ را آزموده بودند.

از کتاب:اشتباه نمی‌کردم؛ صدای یک عرب بود که ما را به سمت خود می‌خواند. کمی که دقت کردیم، دیدم در میان مه کسی اسلحه‌ای را در دست می‌فشارد و به سمت ما قراول رفته است. تیرباری بود که روی تلی از خاک گذاشته بود، چند نفر دیگر هم با اسلحه در اطرافش ایستاده بودند و عده‌ای دیگر هم با شتاب در صف نخل‌ها وارد شده یا خارج می‌شدند. صدای تیراندازی به گوش می‌رسید.صاحب صدا، استواری بود بلند قد و لاغر و با سبیلی پرپشت.صفحه 7

از همین قلم:از خ‍رم‍ش‍ه‍ر ب‍گ‍و (سوره‏ مهر) اس‍ی‍ر ع‍ی‍ن‌خ‍وش‌ (سوره ‏مهر) س‍ال‌ه‍ای‌ ت‍ن‍ه‍ای‍ی: خاطرات ده سال اسارت خلبان آزاده هوشنگ شروین (سوره‏ مهر) س‍ف‍رن‍ام‍ه‌ ح‍ج: لحظه‌های غنیمت (سوره‏ مهر)

نویسنده

رضا بنده خدا

 

 

 

 

کتاب های مرتبط
کوچه نقاش ها

راحله صبوری

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

کالک های خاکی

عصرهای کریسکان

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

اتمام موجودی انبار
زندان الرشید

راز نگین سرخ

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

لشکر خوبان