ورود

تو جای همه آرزوهایم زندگی شهید فاطمیون نعمت الله نجفی

نویسنده: سمیه گنجی

بعد از نماز صبح دردش کمی فروکش کرده بود. ثریا صبحانه نعمت اله را آماده کرد که بخورد و برود سرکار؛ بیشتر از این نمی‌توانست در خانه بماند. نعمت اله چایی را که برد سمت دهانش، با ثریا چشم در چشم شد. لحظه‌ای مکث کرد. چایی را گذاشت روی سفره و گفت: «ثریا دیشب برای یه لحظه فکر کردم امشب رو دیگه صبح نمی‌کنم. پیش خودم گفتم تموم شد. داشتم فکر می‌کردم که باید از همه چی دل بکنم. به همه فکر کردم، دیدم می‌تونم از همه دل بکنم، حتی بچه‌ها، ولی از تو نه؛ دیدم چقدر محاله بتونم از تو دل ببرم...» اشک گوشه چشم ثریا جمع شد؛ زبانش از شوق آنچه می‌شنید بند آمده بود، فقط با چشم‌هایش به نعمت اله فهماند که او هم ...

ناشر روایت فتح

شمارگان 1100

شابک 978-600-330-437-6

تعداد صفحات 176

نوبت چاپ 1

سال چاپ اول 1399

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

زندگی نامه داستانی شهید لشکر فاطمیون نعمت اله نجفی

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام

اردوگاه اطفال

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

لشکر خوبان

فرنگیس

مهناز فتاحی

زندان الرشید

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده