ورود

یک روز بعد از حیرانی

نویسنده: فاطمه سلیمانی ازندریانی

روایت داستانی شهید مدافع حرم دهه هفتادی محمد رضا دهقان امیری. محمد رضا در تاریخ 21 آبان 1394 به عنوان بسیجی تکاور راهی دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها شد. همزمان با روزهای آخر ماه محرم الحرام در عملیات محرم در حومه حلب به فیض شهادت نائل آمد. محمدرضا وصیت کرده بود او را در امامزاده علی اکبر (ع) چیذر دفن کنند. از صفات بارز اخلاقی او می توان به خوش خلقی و خلوص نیت در انجام وظایف دینی اشاره کرد. فاطمه سلیمانی نویسنده و خالق کتاب هایی چون یک خوشه انگور سرخ، رد سرخ جا مانده بر فنجان و... نویسنده جوانی است که در سال های اخیر توانسته فصلی نوین در فضای ادبیات داستانی و رمان مذهبی بازگشایی کند.

ناشر شهید کاظمی

شمارگان 1

شابک 978-622-6609-40-1

تعداد صفحات 296

نوبت چاپ ششم

سال چاپ اول 1398

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

گزیده کتاب می دانی آرزوی دو چیز به دلم ماند. هم دلم می خواست یک دل سیر کتکت می زدم و هم دلم می خواست یک یادگاری از تو داشته باشم. در جریان یادگاری ها که هستی. همه را گذاشتند توی ویترین و درش را چند قفله کرده اند. از تو فقط چند عکس دارم که آن ها را از مهدیه گرفته ام. هر چه که از تو مانده را مامان فاطمه بلوکه کرده. حتی کم مانده دور ویترین سیم خاردار بکشند. البته حق هم دارند. من اگر بودم شاید دزدگیر هم نصب می کردم. چه صحنه بامزه ای می شود که مثلا یک نفر مهمان خانه شما باشد و بخواهد دور ازچشم بقیه در ویترین را باز کند. آن وقت آژیر دزدگیر رسوایش می کند. من هم به قول خودت گوریل شدم وقتی که به مهدیه گفتم در ویترین را باز کند و گفت در ویترین چند قفله ست و کلیدش را هم احتمالا یک نفر قورت داده...

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
عصرهای کریسکان

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

چراغ های روشن شهر

اردوگاه اطفال

آن بیست و سه نفر

دلیل (روایت حماسه شهید چیت سازیان)

حمید حسام

لشکر خوبان

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده