ورود

زنده باد کربلا

نویسنده: طاهره آقازاده

زندگی نامه داستانی رزمنده شیردل لشکر زینبیون، شهید ثاقب حیدر(کربلا) شهید ثاقب‌حیدر با نام جهادی «کربلا»، در روستای بورکی منطقه پاراچنار پاکستان به دنیا آمد. محیط مذهبی پاراچنار و فرهنگ شیعی مردم منطقه به ویژه خانواده ثاقب، از همان کودکی در جان و روح او رسوخ کرد و با تمام شور و شیطنت‌های بی‌پایانی که داشت، پابه‌پای پدرش در هیئت‌ها و فعالیت‌های دینی و مذهبی شرکت می‌کرد. با شروع جنگ‌های داخلی پاکستان و حملة وهابیت به منطقة شیعه‌نشین پاراچنار، ثاقبِ سیزده ساله اسلحه به دست گرفت و برای دفاع از مردم بی‌پناه و مظلوم به پا خاست. مخالفت خانواده به خاطر سن کم، تأثیری در ارادة او نداشت و گاه با پدر در یک جبهه می‌جنگید. ثاقب در این جنگ‌ها بارها مجروح شد و از همان زمان شجاعت و شهامت بی‌نظیر او زبانزد همه بود.

ناشر شهید کاظمی

شمارگان 1

شابک 989-622-6609-23-4

تعداد صفحات 296

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول 1398

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

با فروکش کردن جنگ‌های داخلی و رفع خطر وهابیت، پدر و عموها ثاقب را به دبی نزد عموی دیگرش فرستادند تا از جنگ و خطر دور شود. او در دبی صاحب یک تویوتا و بعد یک اتوبوس شد و شروع به کار کرد. اما زندگی مرفه و درآمد بالای ثاقب، هیچگاه او را از فکر دشمن و حفظ اسلام ناب دور نکرد. در دبی بود که خبر حملة تکفیری‌ها به سوریه و قتل و غارت وحشیانة آنها را شنید. از همانجا در اولین فرصت و بی‌خبر، خود را به اعزام رساند و جزو مدافعین حرم پا به سوریه گذاشت. تجربة جنگی و شجاعت و اعتقاد راسخ او، خیلی زود توجه فرماندهان را جلب کرد و در عملیات‌ها و شناسایی‌های خطیر نقش‌آفرینی نمود. کربلا حدود یک سال در سوریه در مقابل تکفیری‌ها ایستاد و با شهامت جنگید و سرانجام زمانی‌که منتظر تولد اولین فرزندش بود، هنگامی که همراه شهید محمد جنتی، فرمانده لشکر زینبیون برای شناسایی یکی از مناطق مهم عملیاتی رفته بود، به کمین تکفیری‌ها برخورد کردند و پس از نبردی نابرابر، غریبانه به شهادت رسیدند. گزیده متن ... چقدر دلش این لحظه را خواسته بود. تنهایی و گمنامی، در سرزمینی غریب و جانی که در راه عقیده اش به یگانه معبودش تقدیم می کرد؛ آن گونه که مولایش حسین علیه السلام کربلا گوشی همراهش را بیرون کشید. صفحه پیام را باز کرد و با آخرین رمقی که در وجودش مانده بود، شروع به تایپ کرد: -دنبال من نگردید و مرا مبادله نکنید...

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
مربع های قرمز

زینب عرفانیان

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

آن بیست و سه نفر

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

فرنگیس

مهناز فتاحی

چراغ های روشن شهر