ورود

دخترها بابایی اند

نویسنده: بهزاد دانشگر

روایتی پر احساس از خانواده شهید مدافع حرم جواد محمدی محمدی از جوانان فعال فرهنگی و انقلابی در شهر درچه از توابع اصفهان بود. وی از همان دوره نوجوانی به فعالیت های انقلابی پایگاه های بسیج جذب شد و بعدها به دلیل همین علاقمندی ها وارد سپاه پاسداران شد. این کتاب شرحی است از روابط پر احساس و پر عاطفه جواد محمدی و خانواده اش. از ارتباط جواد محمدی و مادرش، از ارتباط جواد محمدی و همسرش. روایتی جدید که هر راوی از منظری شخصی و تازه قهرمانش را روایت می کند. همه این روایت ها به گونه ای درهم آمیخته شده اند که ضمن تکمیل همدیگر استقلال خودشان را هم حفظ می کنند.

ناشر شهید کاظمی

شمارگان 1

شابک 978-622-7177-64-0

تعداد صفحات 272

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول 1399

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

گزیده متن دلم می خواهد بابا بهم غذا بدهد. بابا وقتی بود، برایم لقمه می گرفت. خودم بلدم بخورم، ولی بابا لقمه می گرفت. خب دوست داشتم. به قول بابا دختر ها بابایی اند. بابا هم دوست داشت. لقمه هایش ماشین می شدند و می رفتند توی دهانم. انگار دهان من پارکینگ است. هواپیما می شدند. کشتی می شدند. سفینه آدم فضایی ها می شدند. هر چه می شدند دوست داشتند بروند توی شکم من.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
کوچه نقاش ها

راحله صبوری

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

اردوگاه اطفال

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

عصرهای کریسکان