ورود

خانم کارکوب

نویسنده: رضیه غبیشی

روایت زندگی مادر شهیدان کارکوب زاده خاطرات زنی است که با آغاز جنگ تحمیلی و محاصره آبادان، به همراه همسر و پنج فرزند برومندش راهی جبهه‌های جنگ و دفاع از میهن شدند و با حوادث و فراز و فرودهای بسیار در زندگی دسته و پنجه نرم کردند. مجموعه خاطرات خانم «زهرا کارکو» همسر رزمنده پاسدار خداداد کارکوب‌ و مادر سه شهید و دو جانباز است که با قلمی روان، خواننده را با حوادث و سختی های زندگی و صبر و فداکاری یک مادر شهید همراه می‌کند. رضیه غبیشی از نویسندگان حوزه دفاع مقدس و از جانبازان و همسر شهید است. نویسنده کتاب مذکور را در پنج فصل به زندگی خانم زهرا کارکو می پردازد. از جمله آثار فاخر او میتوان به ملاصالح اشاره کرد.

ناشر شهید کاظمی

شمارگان 1

شابک 978-600-8857-29-7

تعداد صفحات 240

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول 1397

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

گزیده متن تسبیح میان انگشتانم می چرخید و لب هایم می جنبید. صدای تلفن بلند شد. رویا گوشی را برداشت. نگاهی به من کرد و گفت: یه آقایی میگه برای تکمیل فرم یارانه هاتون شب می آییم منزلتون. با بی حالی گفتم: بهش بگو بیاد. شب از راه رسیده بود که زنگ درخانه به صدا در آمد. رویا کمه آیفون را زد و به طرف در ورودی رفت. صدای خانم همسایه را که با رویا احوالپرسی می کرد،شنیدم.سرم را به طرف در چرخاندم. خانم همسایه داخل آمد. با هیجان حرف می زدو ناگهان صدای همهمه در حیاط را شنیدم. بلند شدم. حیاط پر از عکاس و فیلمبردار و محافظ شده بود. رویا ذوق زده و حوشحال جیغی کشید. به هول وولا افتاده بود. داخل آمد: مامانی آقا اومده. پاشو، آقا! آقا اومده. به سمت حیاط اشاره می کرد. نمی دانستم خودم را آماده کنم یا اطرافم را جمع و جور کنم. آقا داخل حیاط آمده بود. چادر به سرکشیدم و در بالای پله ورودی خانه ایستادم. از هیجان تمام تنم به رعشه افتاده بود، با صدایی که گریه و خنده قاطی بود، رو به آقا کردم: -گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
چراغ های روشن شهر

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

ضربت متقابل

عصرهای کریسکان

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

کالک های خاکی

آن بیست و سه نفر

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری