ورود

اشک دشمن

نویسنده: صالح مرسی / مترجم: سید مهدی نورانی

رمانی که براساس ماجرایی واقعی است، داستان جوانی مصری که به اسرائیل نفوذ کرده و اطلاعات بسیاری را با ترفندهایی شگفت از آنجا خارج می‌کند.

ناشر شهید کاظمی

شمارگان 1

شابک 978-600-7702-15-4

تعداد صفحات 321

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول 1394

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

گزیده متن *او همان مهاجر آواره گمشده بی‌نشان بود که هیچ چیز نداشت و برای لقمه‌ای نان جهان را زیر پا گذاشته بود؟ چگونه او ملوانان را می‌دید که راه را برای او باز می‌کنند؟ و چگونه کاپیتان با او مانند یک دوست سلام می‌داد؟! چگونه او در آن روز که دنیا به رویش همه این درها را گشوده بود، دیوانه نشد؟! اما او در آن روزها اهل فکر کردن نبود و فکر هم نکرد! احساس او به زندگی از هر شگفتی و هر سؤالی قوی‌تر بود. آن روز که جولیا به او گفت: «فردا با پدرم ملاقات می‌کنیم.»‌ احساس کرد که به زودی اتفاق بزرگی رخ خواهد داد... به ساعتش نگاه کرد. پنج دقیقه تا زمان دیدار با رئیس زکریا باقی مانده بود. اگر آنها او را در حال دیدار با او می‌دیدند، چه اتفاقی می‌افتاد؟‌! اگر آنها به راز او پی برده باشند با او چه خواهند کرد؟‌! ... * بازی موش و گربه شروع شده بود. «الشوان» هم این بازی را خیلی خوب بلد بود؛ از همان زمان که اسرائیلی‌ها به او نوشتن با جوهر نامرئی را آموخته بودند و از همان زمان که با رئیس زکریا دیدار کرد و پذیرفت بر طنابی که بر روی دو جهنم کشیده است، راه برود... اما مطمئناً این بار موضوع کاملاً فرق می‌کرد! رئیس زکریا همیشه به او اطلاعاتی می‌داد که برای اسرائیلی‌ها بفرستد، اطلاعات نظامی، اطلاعات اقتصادی و بعضی اوقات اطلاعات اجتماعی؛ اطلاعاتی که فرض بر آن بود که الشوان (به‌عنوان یک جاسوس) آن‌ها را از گوشه و کنار جمع‌آوری کرده است. بازی از همان اول همین‌قدر پیچیده بود و هرگز در حد فرستادن اطلاعاتی که در درون ساختمان سراسر سکوت و رازآلود باغ‌های منطقه «القبه» آماده شده بود، متوقف نمی‌شد. او باید از این هم فراتر می‌رفت و عملیات فریب را تکمیل می‌کرد که فراگیری روش نوشتن نامه را نیز در برمی‌گرفت. * چهار روز مرخصی رو به پایان بود. ماشین او را به یافا و حیفا می‌برد و از آن‌جا به قدس می‌رساند. او در میان دشمنان، سربلند و با احترام به گردش می‌پردازد. هرچه را که می‌خواهد در اختیارش می‌گذارند. دیگر کاملاً آرام شده و نگرانی‌اش از بین رفته است.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
کوچه نقاش ها

راحله صبوری

زندان الرشید

ضربت متقابل

کالک های خاکی

لشکر خوبان

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام