ورود

از افغانستان تا لندستان

نویسنده: وحید خضاب

خاطرات عمر الناصری (ابوامام المغربی)، یک جوان اهل مغرب که از کودکی در بلژیک بزرگ شده و بعد از یک زندگی پرفراز و نشیب، به شبکه‌های تکفیری داخل اروپا متصل می‌شود، اما در همان زمان بنا به دلایلی دیگر، به عضویت «دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه» (DGSE) نیز درمی‌آید. کتاب، شرح جذابی است از زندگی پرماجرای عمر الناصری، کسی که هم می‌خواست «مجاهد» باشد، هم می‌خواست با «تروریست‌ها» بجنگد؛ کسی که هم از دستگاه‌های اطلاعاتی غربی می‌ترسید، و هم برای نجات جان خود به آنها پناه برده بود. شرح این ارتباطات، ماجراجویی‌ها و خطرات سهمگینی که او از سرگذرانده را می‌توانید در این کتاب بخوانید.

ناشر شهید کاظمی

شمارگان 1

شابک 978-600-8857-79-2

تعداد صفحات 568

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول 1398

قطع کتاب رقعی

گزیده کتاب با اولین زنگ فورا جواب داد. وقتی برایش گفتم قضیه کار کیست، ظاهرا تعجب کرد. گفتم:«تماس گرفتم که پیشنهاد کمک بدم.» -میدونی کار کیه؟ کسی از هواپیمارباها رو میشناسی؟ -نه، ولی میدونم کی پشت این عملیاته. می دونم چرا این کارو کردن. میدونم این آدم ها کی ان، طرز فکرشونم می شناسم. این چیزها را می دانستم، چون القاعده را می شناختم. در بلژیک سال ها با اعضای القاعده زندگی کرده بودم، اگر چه آن زمان، هنوز خودشان را القاعده نمی نامیدند. برایشان تفنگ هایی خریدم که آن را به چهارگوشهء دنیا فرستادند. مواد منفجره شان را به قلب آمریکا بردم و در آنجا در جنگ داخلی الجزایر مورد استفاده قرار گرفت. خبرنامه هایشان را پخش کردم. رهبران ارشدشان در اروپا را می شناختم؛ یکی شان همان کسی بود که انفجارهای خونین متروی پاریس را در سال 1995سازمان داد. بقیه شان هم با یک عملیات هواپیماربایی مرگبار مرتبط بودند. این آدم ها درخانهء من زندگی می کردند.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
آن بیست و سه نفر

اتمام موجودی انبار
زندان الرشید

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

لشکر خوبان

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

اردوگاه اطفال

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی