ورود

گوهر صبر

نویسنده: طیبه پازوکی
طراح جلد، تصویرگر: محسن راستی پور

ناشر سوره مهر

شمارگان 1250

شابک 978-600-03-2847-4

تعداد صفحات 492

نوبت چاپ اول 98

سال چاپ اول 98

قطع کتاب وزیری

کتاب های دیگر نویسنده

یکدفعه در باز شد. سرم را به سمت در برگرداندم و دیدم دو نفر زیرِ بغل پیرمردی را گرفته‌اند و کشان‌کشان او را به اتاق می‌آورند. توجهی نکردم و دوباره با محسن حرف زدم. جوانی که اخطار داده بود نباید صحبتی رد و بدل شود، صدایم کرد و با لحن معنی‌دار و تمسخرآمیزی گفت: «خانم! آقای دکتر! » وقتی برگشتم، دیدم پیرمردی که آورده‌اند داخل اتاق، خودِ آقای اسدی است. باورم نمی‌شد. مات و مبهوت، ناخودآگاه گفتم: «اِ! اِ! » جوان به گمان اینکه میخواهم حرف بزنم، پرید سمتم که سیلی بزند زیرِ گوشم؛ اما سریع خودم را کشیدم عقب و نگذاشتم دستش به صورتم بخورد. نمی‌خواستم با دیدن این صحنه درد دیگری به دردهای این مرد اضافه شود. خودم را جمع‌وجور کردم و با مظلومیت گفتم: «آقا، من که چیزی نگفتم! مگر حرفی زدم؟! » جوان چشم‌غره‌ای رفت و بلافاصله آقای اسدی را نیاورده؛ بردند،  بدون اینکه حتی یک کلمه بین ما رد و بدل شود. این برای او و ما از هر شکنج‌های بدتر بود. دخترم زهرا، فقط توانست موقعی که او را می‌بردند، بگوید: «بابا! بابا! مشهدی‌رضا آمده! » مشهدی‌رضا موقع دستگیری آقای اسدی نبود. او رفته بود بَوانات که به زن و بچه‌اش سر بزند. زهرا میخواست به پدرش دلگرمی بدهد که ما تنها نیستیم، نگران ما نباش. چند لحظه گیج و منگ بودم. باورم نمیشد آنقدر پیر و شکسته شده باشد! مثل هشتاد ساله‌ها به نظر میرسید! برایم شده بود مثل یک غریبه! موقعی که او را بردند، هفتادونُه کیلو بود؛ اما از شدت شکنجه، شده بود یک پیرمردِ لاغر و خمیده پنجاه کیلویی که فقط مُشتی استخوان از او باقی مانده بود.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

عصرهای کریسکان

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

ضربت متقابل

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

آن بیست و سه نفر

فرنگیس

مهناز فتاحی