ورود

جای پای جلال

نویسنده: مهدی قزلی

نمای نزدیک:سفرنامه‌نویسی شریک کردن دیگران در لذتی است که چشیده‌ای، راهی که اگرچه تو با پاهای خود قدم در آن گذاشته‌ای، اما دیگری می‌تواند با کلمات تو همان راه‌ها را برود و همان آدم‌ها و سرزمین‌ها را تماشا کند. «جای پای جلال» اما تنها یک سفرنامه شخصی نیست، سفرنامه‌ای است که خود انگار بر مسیر کلمات مسافری دیگری قدم برمی‌دارد، مسافری که سال‌ها پیش همین راه‌ها را رفته و حالا تو می‌خواهی بروی و آن چیزها را از نزدیک ببینی. مهدی قزلی در این تک‌نگاری‌ها، درپی آن بوده که سفرها و تجربیات جلال‌آل‌احمد را جور دیگری ببیند. او به همه جاهایی سفر کرده که روزگاری میزبان جلال بوده‌اند و حالا زمان رنگ دیگری به آن‌ها بخشیده است. پیشنهاد این سفرها از سوی خبرگزاری مهر به او داده شده بود و تک‌نگاری‌هایش پیش از چاپ کتاب، در این خبرگزاری منتشر می‌شد. البته او خودش را محدود به مکان‌هایی که در سفرنامه جلال آمده، نکرده و جاهای دیگری را نیز در برنامه خود گنجانده است. مثلا دو روز روی سکوی نفتی در خارک خوابیده است، تجربه‌ای که جلال آن را حس نکرده بود. قزلی جدا از محتوا، در فرم هم تا حدودی از جلال پیروی کرده و نثری شبیه به او در سفرنامه‌هایش به کار برده است، شاید از این طریق خودش را بیشتر در حال و هوای آن سفرها می‌دیده است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 4- 692- 175- 600- 978

تعداد صفحات 336

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

  نمای میانی: دانشگاه امیرکبیر فاصله کمی با حوزه هنری داشت و به همین خاطر دوران دانشجویی‌اش را به جلسات داستان‌نویسی راضیه تجار گره زد و آغازی شد برای نوشتن. حالا مهدی قزلی چیزی حدود ۳۰ عنوان کتاب داستانی و غیرداستانی دارد، سردبیری هفت شماره از مجله «داستان همشهری» و چند شماره از ماهنامه «آیه» را هم برعهده داشته و مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان هم هست. قزلی متولد ۱۳۵۹ است و خودش را بیشتر نویسنده می‌داند تا روزنامه‌نگار. نمای دور:رضا مقدسی(مدیرعامل سابق خبرگزاری مهر): راه رفته آل احمد را باید بارها و بارها پیمود تا بتوان تاریخ مطالعات اجتماعی ایران را گسترش داد، و چه بهتر که این کار درجای پای جلال رخ بدهد، و سفرنامه‌نویسی دیگر، با اتکا به همان نوشته‌ها و یافته‌ها و داده‌ها، باردیگر پای در ره نهد و پس از چندین دهه، همه آن موقعیت‌ها را دوباره به نظاره بنشیند. مهدی قزلی: بعد از گذشت نیم قرن هنوز می‌توان در مورد جلال صحبت کرد و آثارش همچنان دارای تأثیراتی است. سفرهای من و جلال از نظر ماهوی تفاوت داشت. جلال به دنبال جستجوی هویت بود، ولی ما در سفرهایمان تفننی‌تر برخورد می‌کردیم. قبل از این سفرها با متنی روبرو بودیم که جلال آن‌ها را نگاشته بود و به هر نقطه‌ای که می‌رفتم متن جلال برایم زنده بود. علاوه بر این‌ها جلال و مهدی قزلی با هم تفاوت‌هایی دارند و دو حادثه میان این سفرها فاصله انداخته بود؛ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. از کتاب:درپایان فصل هفت کتاب اورازان، همان فصلی که جلال درباره عروسی‌ها نوشته، عکس پیرمردی هست که دارد حصیر می‌بافد. سیدعزیز گفت:« آن عکس پدر من است.» او می‌گفت مردم از اردیبهشت تا اواخر مهر به اورازان رفت‌وآمد می‌کنند؛ ولی در زمستان خانواده‌های کمتری در روستا می‌مانند(حدود ده خانوار). سیدمحمد ابراهیم میراحمدی هم از کتاب اورازان چیزهایی یادش بود. عکسی را که از سیدهاجر و دخترش و سیدرقیه اول فصل شش کتاب بود، یادم آورد و گفت: «سیدهاجر زن‌عموی جلال آل احمد است...»صفحات ۱۹۹ و ۲۰۰ از همین قلم:پنجره‌های تشنه(سوره مهر)، تنهاتر از تنها(امیر کبیر)، بهانه‌های خلقت(امیرکبیر)، آسمان مال آن‌هاست(کتاب یوسف)، فصل دشمنان(کتاب یوسف)، محمدآخرین آفتاب( نشر شهر تهران)، ماه درمحاق( امیرکبیر)، فصل باران( کتاب یوسف)، فصل امام( کتاب یوسف)، نگین حلقه بندگی( امیرکبیر)، غریب قریب( امیرکبیر) و ... لینک خرید نسخه الکترونیکی

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

چراغ های روشن شهر

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

عصرهای کریسکان