ورود

مورچه‎ های پاپتی

نویسنده: کمال شفیعی

نمای نزدیک:چگونه قیچیِ باد پاییز، موهای یک درخت را می‌چیند و چگونه می‌شود به خیال‌های یک مداد سیاه راه یافت و درخت‌ها و بره‌ها و کلاغ‌ها را پیش از آنکه روی خطوط سیاه دفتر بیایند، تماشا کرد. باد بی‌سواد چرا این همه وقت که نامه‌ها را با خود می‌برد، یادش نیفتاده بود که برود مهدآفتاب ثبت‌‌نام کند و سواد بیاموزد. چند نفر از آدم‌ها زمستان که تمام می‌شود، صدای وانت بهار را می‌شنوند که جار می‌زند در کوچه‌ها و میوه‌های سرخ و آبدار فصل را می‌فروشد. اصلا کسی می‌داند که در فصل بهار عقدکنان غنچه‌ها را جشن می‌گیرند و دوربینِ رعد هی فلاش می‌زند و آسمان سکه‌های شادباش می‌پاشد؟ این‌ها را فقط کودکان می‌بینند و شاعران می‌نویسند. بدیهی است که کودکان برای این تخیل بی‌مرز، سرمشقی ندارند، بلکه شاعران هستند که دنیای آنها را تقلید می‌کنند و زبانی می‌سازند که تنها از طریق آن می‌شود با کودکان حرف زد. «مورچه‌های پاپتی» سروده کمال شفیعی در گستردگی تخیلی کودکانه غوطه‌ور است. اغلب شعرهای کتاب انگار وصف بهار و طبیعت‌اند و دربرخی از آنها نشانه‌هایی از تشبیه‌های ذهنی کودکانه دیده می‌شود، مثلاً آنجا که جنگل را به شهری تشبیه می‌کند که قورباغه‌هایش پلیس و چشمه‌اش یک بانک دولتی و مورچه‌اش موتور سوار و کرم‌اش خط واحد است. پیوند میان عناصر طبیعی و زندگی شهری در شعرهای دیگری نیز نمود پیدا می‌کند. مثلاً آنجا که نور کرم‌ شبتاب به لامپی تشبیه شده که کثیف است یا در شعر دیگری هزارپا به مترویی تشبیه شده که پرشتاب و خسته می‌رود. دنیای «مورچه‌های پاپتی» دنیایی است که حتی بزرگترها آرزویش را دارند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 5000

شابک 8- 326- 175- 600- 978

تعداد صفحات 35

نوبت چاپ اول

سال چاپ اول

قطع کتاب وزیری

نمای میانی: درسرزمین بوعلی سینا و باباطاهر به دنیا آمده و از همان سال‌های جوانی شور نوشتن داشته است، اما تلاش در زمینه ادبیات را به دایره نیاز و شوق خود محدود نکرده و در پایه‌گذاری انجمن‌های ادبی در استان همدان هم نقش پررنگی داشته است که انجمن ادبی یلدا یکی از مهم‌ترین آن‌ها به شمار می‌رود. کمال شفیعی چاپ ده‌ها کتاب، سردبیری مجله سیمرغ و ریاست امور استان‌های آفرینش‌های ادبی حوزه هنری کشور را درکارنامه دارد. او متولد ۱۳۴۷ است. نمای دور:غلامرضا بکتاش: حدود ۲۰ سال است که با کمال شفیعی آشنا هستم. او قبل از این که شعرکودک بگوید، شعر بزرگسال می‌نوشت. پایه شعری و ادبی خودش را هم با شعر بزرگسال محکم کرد. قرار نبود شاعر کودک شود، ولی خب شد. او نه تنها شاعر است و شعر می‌گوید، بلکه شخصیت شاعرانه و صبوری هم دارد. همواره سعی دارد بچه‌ها را دور هم جمع کند. شفیعی مسیر خود را به درستی طی کرده است. آشنایی با ذات شعر مهم است، نه آشنایی با شعر کودک یا شعر بزرگسال. یعنی شاعر باید با شعر آشنا باشد و آموزش‌های لازم را یا از دیگران ببیند تا از جایی یاد بگیرد تا در این عرصه به جای خوبی برسد. نمی‌شود یک نفر ازهمان ابتدا فقط شعر کودک بنویسد. اول باید تعاریفی از شعر ارائه بدهد و بعد مهارت شعری‌اش را به دیگران ثابت کند. کمال شفیعی این کار را کرد. او ابتدا شعر را شناخت. وقتی که در این عرصه خوب کار کرد، بعد آمد برای بچه‌ها هم شعر سرود. یکی دو کتاب خیلی خوب هم دارد که سوره مهرچاپ کرده است. از جمله همین کتاب «مورچه‌های پاپتی». از کتاب:عنکبوت پیر/ زیر بوته‌ها/ تار می‌زند/ وانت بهار/ سال تازه را/ جار می‌زند/ توی شاخه‌ها/ یک سبد کلاغ/ قار و قار و قار/ روی دوش کوه/ گیسوان ابر/ مثل آبشار/ توی گوش باغ/ باد تازه گفت/ می‌رسد بهار/ توی وانتش/ میوه‌های فصل/ سرخ و آبدارصفحات ۱۴ و ۱۵ درکله دارد/ یک مشت پوشال/ تنها نشسته/ در باغ خوشحال/ مانند گل‌ها/ خوشحال و شاد است/ این کت برایش/ خیلی گشاد استصفحه ۳۰ از همین قلم:هرگلابی یک چراغ(سوره مهر)، گربه مهندس است(سوره مهر)، به یک زبان عاشق می‌شویم(مروارید)، دمیدن در ساز برنجی بادی(نیماژ)، می‌خواهم دست به کار بزرگی بزنم ( نگیما)، کت و شلوار حسنک(رعنا)، مانند گنجشک(نازلی)، تندیسی از رفتگر(نازلی)، اسم قشنگ یلدا(آگرین)، گوزن‌های پا به ماه(نشر داستان) و ...

نویسنده

کمال شفیعی

کمال شفیعی:
متولد 1347، نويسنده
کتاب های نویسنده:
در صدای هر پرنده ای
ابرها مسافرند
هر گلابی یک چراغ
مورچه‎ های پاپتی
گربه یک مهندس است

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

عصرهای کریسکان

کالک های خاکی

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

اردوگاه اطفال

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری