ورود

زندان الرشید

نویسنده: محمدمهدی بهداروند

مشتمل بر خاطرات سردار علی‌اصغر گرجی‌زاده؛ رییس ستاد قرارگاه سپاه ششم و از همرزمان سردار شهید علی هاشمی دوران از دوران جنگ و اسارت است. شروع خاطرات این کتاب همزمان با سقوط قرارگاه سپاه ششم است که با محوریت حوادث زندان الرشید ادامه می‌یابد و همزمان با روز آزادی سردار گرجی‌زاده به پایان می‌رسد .هم چنین، مخاطب از دل خاطراتی که راوی در درون خود مرور می‌کند، با تولد و حیات گذشته او آشنا می‌شود.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 8-595-175-600-978

تعداد صفحات 746

نوبت چاپ ششم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 از کتاب : ماه رمضان سال گذشته، همین موقع، در خانة خودم سحری را خورده بودم که همسرم ‌گفت: «هنوز تا اذان پنج دقیقه‌ای مانده، بیا این یک لیوان آب را هم بخور.» ‌خندیدم و گفتم: «آخر خانم، مگر قحطی آمده، ناسلامتی ماه رمضان است.» اما اکنون که در اسارت به سر می‌بردم، نمی‌دانستم این شب‌ها همسرم خانة خودمان است یا به اندیمشک رفته است؟ اگر الان منزل خودمان بود، حتماً به او سخت می‌گذشت. می‌دانستم که سحری او اشک‌ و ‌آه و گریه است. او در ماه رمضان خیلی هوای مرا داشت. اول افطاری برای رفع عطش شربت بیدمشک و گلاب آماده می‌کرد. ناخودآگاه گریه‌ام گرفت. دلم برای همسرم و بچه‌هایم تنگ شده بود. باور نمی‌کردم آن‌قدر به آن‌ها وابسته باشم. دستانم را بلند کردم و گفتم: «خدایا، خودم، همسرم، و بچه‌هایم را به تو می‌سپارم.» صدای اذان، از مسجدی که در نزدیکی زندان بود، به گوش ‌رسید. نماز صبح را خواندم و از شدت ناراحتی خوابیدم. دعا کردم خدا به من رحم کند و خواب همسر و دخترم را ببینم لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

محمدمهدی بهداروند

زندگینامه

حجت‌الاسلام دکتر محمد مهدی بهداروند متولد 1342 در اندیمشک، نویسنده و راوی دفاع مقدس و برگزیده هفتمین دوره جایزه ادبی «جلال آل‌احمد» است.

 

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

آن بیست و سه نفر

چراغ های روشن شهر

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان