ورود

تلاوت

نویسنده: قادر طهماسبی

نمای نزدیک:«تلاوت» یک اثر معرفت‌شناسانه است. طهماسبی در این رمان تلاش کرده است با دیدی تازه در هر فصل، تجربه‌ نویی از نویسندگی را به نمایش بگذارد. شخصیت‌های رمان همه اثیری هستند و مفاهیمی همچون نگاه، سکوت، درد و غیرت در این رمان 127 صفحه‌ای، تشخص یافته‌اند. فضا و زبان داستان شاعرانه است. زبان سرشار از عاطفه و روح شاعرانگی غالب در این اثر، آن‌ را از سایر نمونه‌هایی که تا کنون در قالب ادبیات معنوی عرضه شده‌اند، جدا می‌کند. در این رمان به جای انسان­ها این مفاهیم هستند که شخصیت­های اصلی به شمار می‌روند و طی آن داستان درون و بیرون دنیای انسان­ها بیان می‌شود. قادر طهماسبی در نخستین تجربه‌ خود برای خلق رمان، عشق زمینی و آسمانی را در کنار هم قرار داده است و تمایز و تقابل و شباهت‌های آن‌ها را بر‌می‌شمارد. روایت‌های مشهور عاشقانه‌‌ای چون «لیلی و مجنون» و «خسرو شیرین» هم در حاشیه این رمان قرار گرفته­‌اند و ایفای نقش می‌کنند. در انتهای رمان«تلاوت» یک مثنوی با نام «سیری در خویشتن» آمده است که به شیوه‌ تمامی مثنوی‌های طهماسبی، لبریز از احساس است. یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان «تلاوت»، بازخوانی روایات کهن است. که‌ باب طبع بسیاری از خوانندگان معاصر نیز هست. طهماسبی هم از همین شیوه و نگرش، نهایت سود را جسته است تا مخاطب امروزین را با خود همراه کند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 3-053-175-600-978

تعداد صفحات 114

نوبت چاپ دوم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 

نمای میانی: قادر طهماسبی در نهم شهریور 1331 خورشیدی، در شهرستان میانه متولد شده و تا دبیرستان را در همان شهر گذرانده ‌است. وی اقامت­های کوتاه و بلندی در شهرهایی چون شیراز، مشهد، اصفهان و... داشته است. طهماسبی در مراکزی چون کانون پرورش فکری کودکان، هنرستان هنرهای زیبا، آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جهاد دانشگاهی و... به فعالیت پرداخته است. وی همچنین عضو هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بوده است.

نمای دور:قادر طهماسبی: داستان تلاوت با نام حضرت زهرا (س) شروع می‌شود و در انتها نیز به واقعه کربلا می‌رسد؛ اما کلیت زندگی انسان در آن بررسی می‌شود؛ زیرا هر انسانی با بهشت مثالی روبه‌روست و تلاش می‌کند به آن دست یابد. هر انسانی آیتی از اسم اعظم است که باید خود را تلاوت کند و این موضوع در این رمان به شکلی داستانی روایت می‌شود. رسیدن به خویشتن خویش و درک آگاهی از این شناخت است که داستان این رمان را شکل می‌دهد. در این رمان، از شاخ و برگ دادن‌های بیهوده دوری نموده و به صورتی کاملا فشرده به روایت خودم پرداخته­‌ام. در سال‌های گذشته در کشور ما حوادث تلخی رخ داده که جامعه را به سوی خشونت سوق داده است. هر چند این حوادث در زمان جنگ نیز رخ می‌داد، اما فضای عمومی جامعه هرگز تا این حد خشن نشد. به ­دلیل همین فضای نه چندان دلچسب تصمیم گرفتم در رمان «تلاوت» دست به دامان معرفت شوم و داستان را از طبیعت آغاز کنم.

از کتاب:و این کلبه‌ای است که من آن را به کارگردانی حسی غریب و با اقتباسِ کودکانه طرحی از بیت الاحزان، آن غمکده بزرگ، بنا کرده‌ام. باشد که به قداست الهه بیتای عبودیت، بانوی فرشتگان و فرشته‌سیرتان و به احترام نام بی‌غروبش، فاطیما، آیاتی از اسم اعظم در آن گرد آیند و خود را تلاوت کنند. شاید اقیانوس آن رحمت بی‌کرانه به تلاطم افتد و حادثه‌ای متولد شود و متولد شد. و به کلمه متولد شد رسیدم. در آن عمیق شدم... صفحه25

از همین قلم:پری بهانه‌ها (سوره‏مهر) پری ستاره­‏ها (سوره‏مهر) پری شدگان (سوره‏مهر) روزی به رنگ خون(مدیا) ترینه( تکا)

نویسنده

قادر طهماسبی

زندگینامه

شاعر و محقق معاصر. وی متخلص به فرید است. اشعار وی غالباً دارای رویکرد انتقادی، اجتماعی می باشند. در شهرستان میانه متولد شد. دبستان و دبیرستان را در همان شهر گذارنید. پس از آن جهت کسب علم اقامت کوتاه و بلند در شهرهایی چون شیراز، مشهد، تبریز و تهران و اصفهان داشت. در مراکزی چون کانون پرورش فکری کودکان، هنرستان هنرهای زیبا، امورتربیتی، آموزش و پرورش، ستاد تبلیغات جنگ، انجمن‌های ادبی و بنیادشهید، ارشاد اسلامی و جهادسازندگی و جهاددانشگاهی و دانشگاه به فعالیت مشغول بوده است.  به عضویت هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان منصوب شد. اما جهت پرداختن به پیشه شاعری و فعالیت‌های اجتماعی انصراف داد. با اینحال در درهای مختلفی به تحصیل در دانشگاه پرداخت. در سیمای اصفهان هم فعالیت داشت. پس از آن به تهران هجرت کرده و در دانشگاه تهران مشغول شد. همچنین به عنوان کارشناس شعر در حوزه هنری و بنیاد شهید به فعالیت پرداخت.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
اتمام موجودی انبار
زندان الرشید

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

آن بیست و سه نفر

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور