ورود

مرگ سالی یک بار

نویسنده: جهانگیر خسروشاهی

نمای نزدیک:«مرگ سالی یکبار» روایتی است از رجوع انسان به ارزش‌های بی‌رمق شده و ترس از فراموشی مرگ. قصه مردی که هر سال خودش را در یک روز، در ساحت مرگ و در میان دنیا و آخرت قرار می‌دهد. قصه از سراشیبی بازار و برق طلاهای مغازه «جاهد»، قهر‌مان اصلی داستان آغاز می‌شود و آرام آرام می‌رسد به خاطره روزهای جنگ و بعد دلشوره‌ها و بی‌تابی‌ها برای انجام مراسمی که انگار در این سال‌ها «جاهد» را از گم شدن در تاریکی دنیا رهانیده است. جز مرگ، یاد پدر و برادرش نیز برای او روزنی از نور است. جنگ در این کتاب، مثل فانوسی در دوردست دریای قصه سوسو می‌زند و نورش در تمام خواب‌های قهرمان هست. قصه، روایت اشتهای سیری ناپذیر آدمی است و علاجی که «جاهد» برای آن پیداکرده: مردن پیش از مردن، سالی یک بار، کفن پوش در قبری دراز کشیدن و در سرمای مقبره، از میان روزن‌های کوچک کفن سفید، آدم‌ها را در حال دعا و زاری به نظاره نشستن. آنجا، همانجایی است که «جاهد» طلب مغفرت می‌کند. جایی است برای گفتن از آنچه هرگز نمی‌گوید. قهرمان قصه در نجوای درونی‌اش، قصه مرگ برادرش به دست بعثی‌ها را در سال‌های جنگ نیز روایت می‌کند؛ مرگی که استعاره و نمادی از یک پایان شکوه‌مند است بر شیوه‌ای از زندگی که با زندگی «جاهد» تفاوت بسیار دارد.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 0-271-506-964-978

تعداد صفحات 40

نوبت چاپ دوم

سال چاپ اول

قطع کتاب خشتی

 

نمای میانی: جهانگیر خسروشاهی متولد سال۱۳۴۰ در یکی از روستاهای اصفهان است. پدربزرگ و پدرش تعزیه‌خوان بوده‌اند و در کودکی و نوجوانی مدت کوتاهی را در مجالس تعزیه نسخه‌خوانی می‌کرده است. همکاری با گروه تلویزیونی روایت فتح، داوری جشنواره‌های مختلف دفاع مقدس، عضویت در شورای بررسی کارگاه قصه و رمان و همچنین پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری تنها بخشی از فعالیت‌های فرهنگی این نویسنده در سال‌های پس از انقلاب است.

نمای دور:جهانگیرخسروشاهی: ما نباید بگذاریم منابع دست اول تاریخ ما به ویژه تاریخ دفاع مقدس و خاطرات رزمندگان که بخش مهمی ازمنابع تاریخ دفاع مقدس را تشکیل می‌دهد، از بین برود. نهاد‌ها و نویسندگان ما باید بجنبند و تا رزمندگان زنده هستند، خاطراتشان را ثبت وضبط نمایند. البته هیچ منافاتی بین ادبیات داستانی و رویدادهای تاریخی و خاطرات افراد نیست؛ با این تفاوت که ارزش خاطره با زمان و مکان است، اما داستان ارزش ادبی و هنری دارد؛ داستان می‌تواند از تجربیات افراد زیادی بهره‌مند شود، ولی خاطره تجربه شخصی است. در سال‌های دفاع مقدس و دوران هشت ساله جنگ تحمیلی نیز افرادی بوده‌اند که خاطرات خود یا دیگر رزمندگان و شهدا را نوشته‌اند، اما اکنون با گذشت سالیان طولانی، بسیاری از دفترهای خاطرات آن سال‌ها در بایگانی برخی ادارات و لابه لای اوراق‌ها زیر خاک مانده، که باید نویسندگان ما همت کنند و آن‌ها را بازنویسی و عرضه نمایند.

از کتاب: اولین از حاضران در مقبره که با جاهد حرف زد، سید حسین طوسی بود که بی‌مقدمه گفت: «حالا نمی‌شد خونه می‌مردی و ما رو نمی‌کشوندی تو این خاک و خل؟!» جاهد از توی کفن گفت: «اینجا بهتر باور می‌کنی سید.» فشارکی داشت شیرینی دانمارکی قورت می‌داد. پقّی زد به خنده و گفت: «بهای جنون تو رو بدبختایی مثل ما باید بپردازیم دیگه؟!» جاهد از تنگی نفس و سنگینی سینه‌اش شکایتی نداشت اما نمی‌توانست حرف‌های فشارکی را بشنود، دوام بیاورد و جواب ندهد.
صفحه ۳۳

از همین قلم: دو شنبه‌ای که می‌آید (سوره‌مهر) غروب آبی رود (سوره ‏مهر) خ‍ل‍ف‍ه‌ه‍ای‌ وح‍ش‍ی‌ (سوره‌مهر) باران در راه است (امیرکبیر) زخمدار (تکا) رویای داغ (منادی تربیت) صخره‌ها و پروانه‌ها (تکا) پدربزرگ، برکه و درخت گردو (منادی تربیت) و ...

نویسنده

جهانگیر خسروشاهی

زندگینامه جهانگیر خسرو شاهی ، اول آذر 1340 در روستای‌ دهق‌ واقع در 84 کیلومتری شمال غرب اصفهان در خانواده‌ای مذهبی و روحانی متولّد شد . او خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت و پس از دوره‌‌ای تحصیل در مدرسه وارد حوزه شد و به تحصیلات حوزوی پرداخت. فعالیت‌های فرهنگی خود را از ابتدای انقلاب اسلامی شروع کرد و از سال 1368 تا کنون با حوزه هنری همکاری دارد. حضور در مجله سوره ، دو دوره عضویت در شورای بررسی کارگاه قصه و رمان حوزه هنری ، عضویت در پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، همکاری با گروه تلویزیونی جهاد سازندگی و گروه تلویزیونی روایت فتح از فعالیت‌های فرهنگی خسرو شاهی است. در سال 1377 به عنوان داور جشنواره فیلم دفاع مقدس و در سال‌های 1377، 1379، 1383 به عنوان داور جشنواره انتخاب کتاب دفاع مقدس حضور داشته است و در سال 1383 نیز داوری انتخاب کتاب دفاع مقدس دفتر ادبیات داستانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده‌دار بوده است. او تا کنون آثار زیادی از جمله داستان کوتاه، رمان و زندگینامه داستانی و مقاله به چاپ رسانده است.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
دلیل (روایت حماسه شهید چیت سازیان)

حمید حسام

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

ضربت متقابل

فرنگیس

مهناز فتاحی

اردوگاه اطفال

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

کالک های خاکی

کتاب دا

سیده اعظم حسینی