ورود

دوشنبه‌ای که می‌آید

نویسنده : جهانگیر خسروشاهی
طراح جلد، تصویرگر : -

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 0-565-506-964-978

تعداد صفحات 80

نوبت چاپ سوم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 

نمای نزدیک:برای درک حقیقت، راهی بهتر از روبرو شدن با آن نیست. حقیقت‌گاه به کلام درنمی‌آید، باید نشست کنارش، حتی در سلول تنگ یک زندان، تا همه آنچه روزی در زندگی‌ات بزرگ می‌پنداشتی، در برابرت خرد و ناچیز شود. «دوشنبه‌ای که می‌آید» روایتی زیبا و تاثیرگذار از همین مجاورت‌هاست. مجاورت یک عضو سازمان کمونیستی با شهید آیت‌الله عبدالحسین دستغیب در زندان ساواک.
کمونیستی که پیش از این برای موافقت سازمانش با سفر او به آلمان شرقی یا روسیه، اوراقی را درمورد آیت‏الله دستغیب جمع‏آوری و پروژه‏سازی کرده است.
ساواک از او می‌خواهد که برای رهایی‌اش از زندان، هر چه در مورد این پرونده می‌داند در اختیار آن‌ها قرار بدهد؛ معامله‌ای پرسود به قیمت آزادی. او در همنشینی با این بزرگوار در زندان و در سفری دور و دراز با عالم درون، همه آنچه در آن پرونده‌ها ذکر شده بود، با خود مرور می‌کند؛ شیوه روایتی که نویسنده را از تعریف قصه‌اش در یک محور خطی باز می‌دارد و قصه را در میان دو محور خود یعنی زندگی آیت‏الله دستغیب و قصه ترس‌ها، تردید‌ها و تحولات درونی مرد کمونیست، به حرکت وامی دارد.
داستان «دوشنبه‌ای که می‌آید»، به جریان انقلاب اسلامی و آزادی زندانی‌ها کشیده می‌شود. آقاشریف، زندانی کمونیست که در آن روزهای زندان، چیزی جز پشیمانی نسبت به گذشته‌اش در وجود خود نمی‌بیند، پس از آزادی تصمیم می‏گیرد برای دیدارآیت الله به شیراز برود، اما به‏خاطر بیماری موفق نمی‏شود. در همین‏ایام با بمب‏گذاری منافقین در مسیر نماز جمعه آیت‏الله دستغیب‏ به ‏شهادت می‏رسد. در ‌‌نهایت نیز او با حضور در مجالس ختم آن شهید، سازمان را متوجه تغییرات خود کرده، و توسط افراد سازمانش کشته می‌شود.
داستان آغاز و پایان درخشانی دارد، از سرمای نیمه شب در باغ مخفی اعضای کمونیست و صدای زوزه شغال‌ها آغاز می‌شود و در شبی بارانی با موج‌های جمعیت عزادار، به پایان می‌رسد، شبی که آقا شریف بعد از مراسم عزاداری به خانه می‌رود، خانه‌ای که لامپ آن مثل گذشته او سوخته، شبی که باد می‌وزد و جنازه شریف، درخلسه‌ای لذت بخش روی زمین افتاده است. پایان شریفی برای یک زندگی تاریک، که همنشینی با مردی بزرگ آن را نورانی و روشن کرد.

نمای دور:اکبرصحرایی (نویسنده و منتقد): یک نفر تعریف می‌کرد که در روستا بودم و زنم حامله بود و خلاصه خیلی گرفتار بودم و گفتم بروم و از ایشان کمک بگیرم. بعد به محله جنوب شیراز می‌آید و در خانه آقا را می‌زند. پاسداری در را باز می‌کند و می‌پرسد چه کار دارید؟ می‌گوید من با خود آقا کار دارم. طرف می‌گویدکه آقا خانه نیستند. این فرد تعریف می‌کندکه من هیچ حرفی نزدم و برگشتم. شهید دستغیب به خانه بر می‌گردد و از پاسدار محافظ می‌پرسد، کسی نیامد سراغ مرا بگیرد؟ پاسدار می‌گوید آمد، ولی حرفی نزد. شهید مقداری پول به او می دهد و می‌گوید اگر او را دیدی این پول را به او بده. پاسدار می‌گوید که من پستم را تحویل نفر بعد دادم و راه افتادم اتفاقا همان مرد را دیدم و پول را به او دادم. مرد روستائی حیرت کرد و گفت من آمده بودم که همین مقدار پول را برای رفع نیازم بگیرم و اشکش جاری شد.

از کتاب:مدت‌ها پس از رفتن پیرمرد و چند ماه بعد از اینکه شریف، آخرین برگه‌های پرونده را با توضیح در اختیار ساواک قرار داد، برخلاف قول رئیس بازجو، از آزادی‌اش خبری نشد. دانست که فریب خورده است. دانست بی‌جهت تتمه اعتبار نداشته مبارزاتی‌اش را که فقط برای ترمیم روحی خودش موثر بود، از دست داده است. درآستانه ناامیدی کامل قرار گرفت. بیمار شد و در بستر افتاد. دیگر حتی دکتری برای سرکشی در سلول او را باز نمی‌کرد. شریف تنها و منتظر برای آمدن مرگ، لحظه‌ها را می‌شمرد. صفحه ۶۰

نویسنده

جهانگیر خسروشاهی

زندگینامه جهانگیر خسرو شاهی ، اول آذر 1340 در روستای‌ دهق‌ واقع در 84 کیلومتری شمال غرب اصفهان در خانواده‌ای مذهبی و روحانی متولّد شد . او خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت و پس از دوره‌‌ای تحصیل در مدرسه وارد حوزه شد و به تحصیلات حوزوی پرداخت. فعالیت‌های فرهنگی خود را از ابتدای انقلاب اسلامی شروع کرد و از سال 1368 تا کنون با حوزه هنری همکاری دارد. حضور در مجله سوره ، دو دوره عضویت در شورای بررسی کارگاه قصه و رمان حوزه هنری ، عضویت در پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، همکاری با گروه تلویزیونی جهاد سازندگی و گروه تلویزیونی روایت فتح از فعالیت‌های فرهنگی خسرو شاهی است. در سال 1377 به عنوان داور جشنواره فیلم دفاع مقدس و در سال‌های 1377، 1379، 1383 به عنوان داور جشنواره انتخاب کتاب دفاع مقدس حضور داشته است و در سال 1383 نیز داوری انتخاب کتاب دفاع مقدس دفتر ادبیات داستانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده‌دار بوده است. او تا کنون آثار زیادی از جمله داستان کوتاه، رمان و زندگینامه داستانی و مقاله به چاپ رسانده است.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
کوفیان

حسن باستانی

چهار فصل کوچ

مجموعه ای از نویسندگان

تهیه کنندگی انیمیشن

هنر نقد هنری

یک روز، یک مرد

محسن مطلق

درست یک پا روی زمین

نامه‎ های دلتنگی

حجت الاسلام علی شیرازی

ملاقات در جنگل بلوط

فانوسی بیفروز

راضیه تجار

نشانی دلت چه بود

کتاب های پیشنهادی ما
تجلی مفاهیم اسلامی در مجسمه سازی دوران پس از انقلاب اسلامی

مهدی ناظمی‌اردکانی، حسن بلخاری‌قهی، محمدرضا اسماعیل‌یزدی

مدال و مرخصی

هدایت الله بهبودی

سکان، سمت، میانه‌ی اروند

فیروز زنوزی جلالی

دریا به دریا

محمد ناصری

کتاب طنز - جلد چهارم

عبدالجواد موسوی

دوستی

علی موذنی

بی‌بی آواز خوان من

ماکرم اَیلیسی،محمود مهدوی

آیینه خیال

مرتضی گودرزی (دیباج)

سوسه

مجید نظافت یزدی

ناگفته های جنگ

احمد دهقان

مشتریانی که این کتاب را خریده اند، کتاب های زیر را مطالعه کردند
داستان های شهر جنگی

حبیب احمد زاده

سنگ صبور

راضیه تجار

تولستوی

علی تاجدینی

پشت کلانتری ، کوچه اول ، تیرچراغ برق

علی اصغری

به سختی پولاد به نرمی لبخند

ساسان ناطق

مبانی بنیادی موسیقی

باربارا وارام / ایلیا بهارلو

جریان شناسی شعر دفاع مقدس

حبیب الله مهرجو

بایقوش

علی ناصری

بهارستان جامی

سپیده خلیلی

بارش خورشید

مرتضی نوربخش