ورود

قطار و مادربزرگ

نویسنده: کمال بهروز کیا

نمای نزدیک:«قطار و مادربزرگ»، داستان تلاقی دو برهه‌ از عمر آدمی است؛ آنجا که کودکی و پیری به هم می‌رسند و میل به شادی و شیطنت در یولی، با خاطره‌ دور احساسات و بازی‌های کودکانه در ذهن و زبان مادربزرگ یکی می‌شود و سفر را برایشان خاطره انگیز و دوست داشتنی می‌کند. تعطیلات پاییز است و یولی قرار است به تنهایی سفرکند. دلش می‌خواهد در قطار با بچه‌هایی هم‌سن و سال خودش برخورد کند، اما مادرش او را به پیرزنی می‌سپارد و همه رویاهای یولی در یک لحظه رنگ می‌بازد. ولی این لحظه دیری نمی‌پاید، چرا که «پاول مار» نویسنده‌ کتاب، قرار است قصه‌ای بگوید که در آن آدم‌های مسن، دیگر موجوداتی سرد و بی‌روح و بی‌حوصله برای کودکان نیستند؛ بلکه دنیای مهربانانه‌شان، فاصله‌ای بسیار اندک با دنیای کودکان دارد. دنیای ناشناخته مادربزرگ، کم کم برای یولی بدل به‌‌ همان دنیایی می‌شود که به خوبی آن را می‌شناسد. انگار که مادربزرگ یک روز از تمام راه‌هایی که او امروز طی می‌کند، عبور کرده و عجیب است که این پیرزن تنها که امروز زندگی‌اش این‌همه بدون تازگی و شوق می‌نماید، روزگاری حتی از یولی هم شادمانه‌تر پله‌های زندگی را دویده است. جز این‌ها تصویرگری‌های زیبای فرانتس ویتکاپ نزدیک شدن به شخصیت‌های قصه را برای کودکان آسان‌تر کرده است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 1-073-506-024-978

تعداد صفحات 47

نوبت چاپ دوم 1390

سال چاپ اول

قطع کتاب وزیری

  نمای دور:کمال بهروز کیا: در انتخاب کتاب برای کودکان و نوجوانان، به چند نکته توجه می‌کنم: اول اینکه کتاب سرگرم کننده باشد، نکته بعدی اینکه با خواندن آن حس کنجکاویشان برانگیخته شود، برانگیخته شدن تخیل بچه‌ها و کشف چیزهایی در درون خودشان و همچنین افزایش توانایی‌های ذهنی از دیگر مواردی است که به آن توجه می‌کنم. به گمان من یک تـرجـمـه خـوب به انـدازه تالـیـف خوب اهمیت دارد. بنابراین ترجمه باید برای مخاطب کـودک و نوجوان قابل فهم، روان، جذاب و نفس‌گیر باشد، به گونه‌ای که تا پایان عـمرخاطره خـوشی در گـوشه ذهـنش باقی بگذارد. در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، یک مترجم باید با مراحل مختلف رشد درسنین کودکی و نوجوانی آشنا باشد. از طرفی علاوه بر آشنایی با فرهنگ مولف و فرهنگ مخاطب، باید کاملا فرهنگ خودی را درک کرده باشد. از کتاب:بلیت گم شده است. چیزی نمانده به گریه بیفتد. چطور می‌خواهد پول بلیت را بدهد؟کم‌کم مأمور قطار تحملش تمام می‌شود. پیرزن دخالت می‌کند و می‌گوید: «خواهش می‌کنم بچه را ناراحت نکنید. فعلاً به کوپه‌های دیگر بروید. تا برگردید، بلیت پیدا می‌شود.» مأمور قطار می‌گوید: «به خاطر شما اشکالی ندارد؛ اما اگر پیدا نشود، باید پول بلیت را بپردازد.» صفحه ۲۰ از همین قلم: اُلی و اُکان (سوره‏ مهر) آتش بعدی (امیرکبیر) دایی من فرانتس (آهنگ) تندپا و بادپا (شورا) کودکان به قصه نیازدارند (افکار) قوی‌ترین کلاغ دنیا (افکار) فلورین روی ابر‌ها (آهنگ) اسب آبی پرنده (رامین) سفر مهیج به سیاه چاله (شباهنگ) و ... افتخارات:برنده جایزه ادبیات کودک وزارت فرهنگ آلمان لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

کمال بهروز کیا

زندگینامه

کمال بهروز کیا درسال 1329 شمسی در تهران چشم به جهان گشود. وی فارغ التحصیل کارشناسی زبان وادبیات آلمانی ازدانشکـده ادبیات دانشگاه تـهـران است. بهروز کیا فـعـالیت ادبی خود را ازسال 1366با تـرجـمـه آثاری ازنویسندگان آلمانی و لهستانی آغاز کردکه بخش قابل توجهی از این آثار ترجمه شده مربوط به کودکان و نوجوانان می باشد.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

کوچه نقاش ها

راحله صبوری

لشکر خوبان

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

عصرهای کریسکان

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی