ورود

خداحافظ کرخه

نویسنده: داوود امیریان

نمای نزدیک:داوود امیریان یک جاعل است! البته یک جاعل خوب و دوست‌داشتنی که فتوکپی شناسنامه‌اش را دستکاری کرده تا بتواند به جبهه برود. او در کتاب«خداحافظ کرخه» خودش شرح می‌دهد که متولد 1349 است اما تاریخ تولدش را به 1348 تغییر می‌دهد. همه خاطرات رزمندگان، دلچسب و خواندنی‌اند. حال که یک نویسنده و طنزپرداز دست به‌قلم برده، طبیعی است که خواننده انتظار داشته باشد این حلاوت و شیرینی چندبرابر شود. امیریان هم این انتظار را برآورده کرده و کتابی تحویل مخاطب داده، لبریز از صحنه‌های مهیج و شاد. البته که این یک سوی ماجراست و در سوی دیگر، پرواز غریبانه بچه‌هایی است که دوست و همسنگر امیریان بوده‌اند. چنانچه شهادت مجید حسن‌زاده یکی از صحنه‌های تاثیرگذار و غم‌آلود کتاب است. با این همه، او نشان می‌دهد که زندگی به موازات شهادت در جبهه‌ها جریان داشته. به همین خاطر، از شناو فوتبال در جبهه می‌گوید. اگرچه جنگ روی خشن خود را به او هم نشان می‌دهد و امیریان مجروح می‌شود. اما بعد از خوب شدن دوباره به جبهه می‌رود و این بار بیماری گال می‌گیرد و مجبور به برگشت می‏شود. دوباره به جبهه می‌رود و باز هم مجروح می‌شود. این بار به مشهد برده می‌شود برای مداوا. اما باز هم به جبهه می‌آید! تا راوی حمله شیمیایی عراق و حمله منافقان به کرمانشاه و شهادت خیلی از بچه‌ها باشد. پایان کتاب، پایان جنگ است و خداحافظی امیریان و دوستانش با کرخه.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 0-718-506-964-978

تعداد صفحات 111

نوبت چاپ پنجم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

  نمای میانی: پدرش تبریزی است، مادرش اهل روستایی نزدیکی ابهر و خودش در کرمان به دنیا آمده است. سال ۱۳۶۹، یعنی بیست سال بعد از تولدش، نوشتن را با خاطرات جبهه آغاز کرد. این خاطره‌نویسی کم‌کم به عرصه نوشتن برای کودکان و نوجوانان و نوشتن فیلمنامه‌کشیده شد و تا به امروز چیزی حدود ۲۶ عنوان کتاب از داوود امیریان به یادگار گذاشت. فیلم‌های «آخرین نبرد» و «بهشت منتظر می‌ماند» از تجربه‌هایش در فیلمنامه‌نویسی است. نمای دور:آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب:کتاب شیرین و ساده، زندگی و احساس و جهت‌گیری‌های بسیجی را به خوبی تشریح می‌کند. نویسنده، که خود یک بسیجی با همه بار فرهنگی این کلمه است، با بیان بعضی از جزئیات به ظاهر کم اهمیت، آن امر مهم را تصویر و ترسیم کرده است. با اینکه جوانی کم سن و سال است، بسی پخته تر از عمر خود می‌نویسد و می‌اندیشد. گاه در نقل حوادث، تسلسل طبیعی و منطقی رعایت نشده است. باری این یکی از کتاب‌های خیلی خوب در مجموعه خاطره‌هاست. داوود امیریان: «خداحافظ کرخه» خاطره‌ای است که من از فرمانده شهید خودم نوشته و برای دفتر هنر و ادبیات مقاومت فرستادم. این کتاب را با تشویق آقای سرهنگی در مدت دوماه نوشتم و زمان تحریر آن حس‌ و ‌حال عجیبی داشتم؛ حس‌ و ‌حالم شبیه چیزی بود که تنها در جبهه‌های جنگ ملموس بود. من این کتاب را در حالی که فقط 19 سال داشتم، نوشتم. از کتاب:شب که شد سید‌جواد گفت: «امشب دلم بدجوری گرفته، بیا یه مراسم زیارت عاشورا بگیریم.» گفتم: «خب، اما دونفری که نمی‌شه.» گفت: «می‌شه، ولی من می‌رم، و چند نفر از بچه‌های مخابرات رو می‌آرم.» رفت و با چند نفر برگشت. تقریبا پنج ـ ‌شش نفر شدیم. سید‌جواد با دلی سوخته شروع کرد: «السلام علیک یا ابا عبدالله....» چه زیارتی! به قدری حال پیدا کرده بودیم که به نظرم رسید نزدیک قبر شش گوشه آقا نشسته‌ایم و زیارت می‌خوانیم....صفحه 76   لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

داوود امیریان

داوود امیریان:
متولد ۱۳۴۹، نويسنده و مستند نگار
کتاب های نویسنده
فلش بوک مجموعه کودک و نوجوان 1
فرار شاهانه
مرد(حاج احمد متوسلیان)
خداحافظ کرخه
ایرج خسته است
رفاقت به سبک تانک
وقتی آقا جان دستگیر شد
فرزندان ایرانیم
آقای شهردار
لحظه جدایی من

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

پایی که جا ماند

سید ناصر حسینی پور

ضربت متقابل

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

چراغ های روشن شهر

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی