ورود

غفلت و رسانه‌های فراگیر

نویسنده: یوسفعلی میر شکاک

این کتاب مجموعه مقالاتی از یوسفعلی میرشکاک است. چند مقالة اول این مجموعه، کم و بیش در ربط و نسبت با یکدیگرند و هر کدام برگی از باغ اجمال و تفصیل که ذهن نویسنده را به خود مشغول کرده است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 8-770-506-964-978

تعداد صفحات 128

نوبت چاپ دوم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 چند مقاله اول این مجموعه، کم و بیش در ربط و نسبت با یکدیگرند و هر کدام برگی از باغ اجمال و تفصیل که ذهن نویسنده را به خود مشغول کرده است. نویسنده خود می‌گوید: «سعی من دعوت به عبور از ناخودآگاهی نیست، چراکه نه بشر امروز اهل اجابت هیچ دعوتی است ـ جز آنچه نفس اماره فردی و جمعی به آن دعوت می‌کنند ـ و نه عبور از ناخودآگاهی به سعی و عمل میسر می‌شود. او با تذکر کنش‌پذیری بشر امروز از اشیاء و اشخاص و انفعالی که این بشر در برابر همه چیز ـ جز ذات احدیت ـ از خود نشان می‌دهد، تلاش مختصری دارد تا آن‌ها را که لااقل کنش‌مندی نفسانی دارند به گفت‌وگوی با خود دچار کند. اگر این گفت‌وگو صورت گرفت، مقدمات دل ـ آگاهی و مرگ آگاهی نیز فراهم می‌شوند. شاید آنگاه کوکب هدایت از گوشه‌ای بیرون آید و راه بیرون شدن از ناخودآگاهی را نشان دهد. به عبارت دیگر سعی او دعوت به حقیقت توّلی و تبرّی، یعنی دشوارترین تجربه‌های بشری و سرچشمه‌های حکمت تأویلی است. نویسنده در مقاله‌ای با عنوان خود کتاب می‌گوید: «غفلت نه در وزارت رسانه‌ها، بلکه در ذات بشری است که آن‌ها را به خدمت نشر جعل و جهل و مجعول و مجمول گرفته است. ودر جایی دیگر عامل تأثیر پیام را رسانه‌های دیداری می‌داند. و... اما زبان مقاله‌ها تا حدی ثقیل و سنگین است و مخاطب خاص خود را می‌طلبد تا حد امکان به درک و مهم آن نایل بیاید.

گزیده متن آنچه در این دفتر آمده است نسبتی با زمان خود دارد که اخلال در این نسبت را مناسب ندیدم و ترجیح دادم که مقالات این مجموعه بی‌کم و کاست به همان نحو که در چاپ نخست آمده‌اند منتشر شوند. روزی که من درگیر ودار واکنش‌پذیری بودم گمان نمی‌بردم که نیست‌انگاری از گریبان اراده معطوف به فروبستگی سر بر کند. اکنون چه می‌توانم کرد؟ و چگونه می‌توانم با جرح و تعدیل آنچه پیش از این نوشته‌ام، دگر گشت و گُرده عوض کردن نیست‌انگاری را برملا کنم.

نویسنده

یوسفعلی میر شکاک

زندگینامه وی در بیستم شهریور 1338 در روستای خیرآباد بن معلا در بخش لرستان خوزستان و از توابع شوش دانیال متولد شد. او از سال 58 ساکن تهران شد و همکاری خود را با روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد. وی از زمره شاعرانی است که در نخستین شب‌شعر انقلاب که در تهران در سال 58 برگزار شد شرکت کرد و به شعرخوانی پرداخت. همکاری با مراکز فرهنگی سپاه پاسداران، بنیاد امور مهاجرین، بسیج سپاه پاسداران شوش دانیال و حوزه هنری ازجمله فعالیتهای او در عرصه فرهنگی است. «قلندران خلیج» 1363، «غزلیات بیدل» ـ دو جلد 1363، «از چشم اژدها» 1367، «ستیز با خویشتن و جهان» 1368، «ماه و کتان» 1368، «غفلت و رسانه‌های فراگیر» 1369، «در سایه سیمرغ »1370، «از زبان یک یاغی» 1369، «جمال و تفصیل» 1370 و «گزیده ادبیات معاصر» 1378. میرشکاک در اوایل انقلاب در روزنامه جمهوری اسلامی و در ستونی با عنوان «صدای سرخ شاعران مسلمان» به معرفی و مصاحبه با شاعران انقلاب پرداخت.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

آن بیست و سه نفر

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

اردوگاه اطفال

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

اتمام موجودی انبار
روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام