ورود

فصل گل یخ

نویسنده: فاطمه فروغی

نمای نزدیک:این کتاب که هفدهمین کتاب از مجموعه پردامنه «قهرمانان انقلاب» است، با احساسات نوستالژیک راوی آغاز می‌شود؛ همان چیزی که شاید مخاطبان هم‌سال با نویسنده کتاب از بیان این احساسات به نوعی همذات‌ پنداری برسند و خود را در فضای دانشگاهی سال‌های شکل‌گیری نهضت مردم ایران قرار دهند. دختری پس از سال‌ها از خارج کشور برمی‌گردد. خانه و محله آنها دچار تغییرات فراوانی شده، اما او به سرعت سراغ درخت خرمالویی می‌رود که از کودکی دل‌بسته‌اش بوده است. در نخستین روزهای بازگشت به وطن، با خواهرزاده‌اش به تهران‌گردی می‌رود و بر اثر برخورد با نام خیابان شهید نجات‌اللهی، یاد استاد استاتیک خودشان در دانشگاه می‌افتد. ابتدا تصور می‌کند که این قضیه فقط یک شباهت اسمی است، اما در ادامه متوجه می‌شود که چنین نیست و شهید نجات‌اللهی، همان استاد جوانی است که در دانشگاه پلی‌تکنیک به آنان ایستادگی آموخته است. نویسنده در این اثر دو داستان را باهم پیش می‌برد؛ هم داستان زندگی استاد شهید را و هم ماجراهایی را که راوی در کنار کامران نجات‌اللهی تجربه کرده و شاخص‌ترینشان 13 آبان 57 بوده است. فروغی به دلیل کم بودن اطلاعات مورد نیاز برای این اثر از مصاحبه با خانواده و دوستان و یادنامه استاد شهید بیشترین بهره را برده است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 3-45-506-964-978

تعداد صفحات 75

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب پالتویی

 

نمای میانی:فاطمه فروغی خود عهده‌دار دفتر آموزش مکاتبه‌ای داستان‌نویسی حوزه هنری است، اما تحصیلات خود را در رشته علوم تربیتی با گرایش مدیریت آموزشی گذرانده است. از دوره نوجوانی به مطالعه کتاب‌های شعر، داستان و آثار بزرگان ادبیات علاقه داشته است. او از سال 73 در مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری فعالیت می‌کند.
نمای دور:کامران نجات‌اللهی متولد ۱۳۳۳ بیجار بود که با مهاجرت به تهران، تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. تحصیلات عالی‌اش را در رشته راه و ساختمان پی گرفت و سپس در رشته راه و ساختمان ادامه داد. با پایان تحصیلات، به عضویت علمی دانشگاه پلی تکنیک درآمد و پرشور و پرتوان به تعلیم و تدریس پرداخت.
نجات‌اللهی در روز پنجم دی‌ماه ۱۳۵۷ یعنی ۴۷ روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در تحصن اعضای سازمان ملی دانشگاهیان ایران در مقابل وزارت علوم و آموزش عالی شرکت کرد. تاثیرات گسترده این تحصن که با حمایت مردم نیز همراه بود، موجب رسوایی بیشتر رژیم شد، اما ناگهان خبر تاسف‌باری با سرعت در تهران پخش شد. بعدازظهر این روز به سوی استادان متحصن آتش گشوده شد و یکی از آنان مجروح شد و سپس در بیمارستان به شهادت رسید. آن استاد مجروح، کسی نبود جز شهید کامران نجات‌اللهی ـ که خیابان ویلای سابق تهران به نام او اسم‌گذاری شده است.
از کتاب:به کرج می‌رویم؛ سه نفری؛ من و مرضیه و خسرو.
تابلو شهید نجات‌اللهی بر سر کوچه‌ی آنها، غم بزرگی بر دلم می‌نشاند. به مادر و پدر استاد فکر می‌کنم که هر روز این نام را می‌بینند. بغض در گلویم می‌نشیند. کمی مانده به خانه‌شان، مرضیه ماشین را پارک می‌کند و پیاده می‌شویم. به عمد پا کند می‌کنم تا بغضم تمام شود.فصل هفتم ـ صفحه 55

از همین قلم:نگاه خاکستری (سوره‏مهر) یک کلاه غذا؛ بر اساس زندگی شهید محمد نصیری (ستاره‌ها) میهمان‌های خوب؛ براساس زندگی شهید ابوالقاسم فیروزیان (ستاره‌ها) گزیده ادبیات معاصر (نیستان)

نویسنده

فاطمه فروغی

زندگینامه

فاطمه فروغی مسئول دفتر آموزش مکاتبهای داستاننویسی حوزه هنری است. وی تحصیلات خود را در رشته علوم تربیتی با گرایش مدیریت آموزشی گذرانده است. از دوره نوجوانی به مطالعه کتاب های شعر،داستان و آثار بزرگان ادبیات علاقه داشته است. وی از سال 73 در مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری شروع به کار می کند.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

چراغ های روشن شهر

آن بیست و سه نفر

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

اردوگاه اطفال

در کمین گل سرخ

محسن مومنی