ورود

سفر بر مدار مهتاب

نویسنده: مرتضی سرهنگی
اتمام موجودی انبار

نمای نزدیک:«سفر بر مدار مهتاب» داستان یک زندگی است که در ظاهر سراسر هول و اضطراب بود، اما ایمان و یقینی مومنانه، آن را به ساحل امن رساند. برای شکل گرفتن این کتاب، کبری سیل‌سه‌پور مقابل ضبط هدایت‌الله بهبودی و مرتضی سرهنگی نشسته‌است. او حکایت خود را از آن جا آغاز می‌کند که به سال 1349 و در روز تولد حضرت زهرا(س) به عقد شهید اندرزگو درمی‌آید؛ اما بر خلاف همه زندگی‌های معمول، شروع پیوند آنها با گردش و سفر و خوشی نیست. البته سفر هست، اما به اجبار و پنهانی برای فرار از دست عوامل رژیم شاهنشاهی. نوزادشان سیدمهدی هشت ماهه است که آنها مجبور می‌شوند به قم فرار کنند. بعد به مشهد می‌روند، بعد هم به زابل و نهایتاً به افغانستان؛ آن هم در شرایطی که همسر اندرزگو فرزند دوم‌شان را باردار است. عبور از رودخانه با همین وضعیت، بازگشت پنهانی به ایران، حمل اسلحه توسط سیل‌سه‌پور و گذراندن لحظاتی نفسگیر در پاسگاه‌های بین راه و ... بخشی از این زندگی دشوار اما عاشقانه بوده است. آنها سپس در مشهد مستقر می‌شوند، اما این هم به معنای رسیدن به آرامش و اسودگی برای خانواده اندرزگو نبوده است؛ چراکه طبیعی است زندگی با چنین مبارز سختکوش و خستگی‌ناپذیری اساساً‌ نمی‌توانسته به شکل زندگی های معمول و متداول باشد. چنانچه به عنوان مثال شهید اندرزگو مجبور بوده برای آوردن اسلحه به جاهای مختلف و از جمله لبنان سفر کند یا مدام در حال پنهان شدن و تغییر چهره و لباس باشد. اما از همه اینها دشوارتر زمانی است که اندرزگو در تهران به شهادت می‌رسد. خانواده‌اش در مشهد از این اتفاق بی‌خبر هستند که ناگهان، ساواک شبانه به خانه آنها می‌ریزد. حالا سیل‌سه‌پور مانده است و چهار فرزند خردسالش، زیر سایه ترس و ساواک. سه روز در آن وضعیت تلخ و موحش می‌گذرد که ساواکی‌ها در خانه آنها برای خود پرسه می‌زنند. بعد او را با بچه‌هایش در شرایطی دشوار به تهران می‌آورند و دو ماه تمام بازجویی می‌کنند... اما حالا آن سختی‌های غریب گذشته و سیل‌سه‌پور چهار فرزند برومند دارد و همسری که یاد و خاطره‌اش غرور برانگیز است.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 3 ـ 92919 -978-964

تعداد صفحات 48

نوبت چاپ دهم

سال چاپ اول

قطع کتاب پالتویی

  نمای دور: سیدعلی اندرزگو در رمضان سال 1318 شمسی در تهران به دنیا آمد. در نوجوانی با شهید نواب صفوی آشنا شد و در قیام 15 خرداد، به عرصه مبارزه با رژیم گام نهاد. شهید اندرزگو پس از قیام 15 خرداد دستگیر شد و در زیر شکنجه‏های سخت، لب به سخن نگشود. از آن زمان، وارد شاخه نظامی هیئت مؤتلفه اسلامی شد و در اولین اقدام، در اعدام انقلابی حسنعلی منصور، همکاری کرد. وی برای این که مورد شناسایی ساواک قرار نگیرد، با قیافه‏های متفاوت آشکار می‏شد. اندرزگو نقش مهمی در وارد کردن اسلحه به ایران برای مبارزه مسلحانه با رژیم داشت و برای این منظور به کشورهای دیگری سفر می‏کرد. ساواک پس از سال‏ها تعقیب و گریز، دریافت که در 19 ماه مبارک رمضان مهمان یکی از دوستان خواهد بود. محل، مورد محاصره قرار گرفت و اندرزگو اسنادی را که در جیب داشت به دهان برد و خورد تا به دست ساواک نیفتند. وی طی این درگیری در دوم شهریور 1357 با زبان روزه به شهادت رسید. از کتاب:به ایشان گفتم: «آقا! اگر بفهمند پدرمان را درمی‌آورند.» ایشان گفت: «همین الان بی‌سیم می‌زنند و با هلی‌کوپتر می‌آیند و ما را می‌برند!» و بعد گفت: «من الان به حضرت زهرا(س) می‌گویم خودشان مراقبت کنند. حالا ببین مادرم زهرا(س) چه می‌کند.» ایشان به طرف رئیس پاسگاه رفت و گفت: «وضع خانم من خوب نیست. حالش به هم خورده است و باردار هم هست.» رئیس پاسگاه گفت: «اینکه غصه ندارد. ببرش توی قهوه‌خانه، آب و چای بده تا ما این مسافرها را بگردیم.» صفحه 21   لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

مرتضی سرهنگی

زندگینامه

او در سال 1332 در تهران متولد و تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی علوم اجتماعی نیمه‌تمام رها کرد، او از سال 58 تا 67 با روزنامه‌های جمهوری اسلامی همکاری و از سال 67 تاکنون در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری مشغول فعالیت می‌باشد. او در سال 75 عضو شورای سردبیری روزنامه ایران بوده و هم‌اکنون نیز سردبیر دوهفته‌نامه کمان است. از میان آثار او «اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی» مقام اول انتخاب کتاب سال دفاع مقدس را کسب کرد و کتاب «پابه‌پای باران» مقام اول گزارش را به‌دست آورد.

 

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
لشکر خوبان

اتمام موجودی انبار
عصرهای کریسکان

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

کالک های خاکی

فرنگیس

مهناز فتاحی

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

اتمام موجودی انبار
پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

آن بیست و سه نفر