ورود

زخم و افغان

نویسنده: سید هاشم حسینی

نمای نزدیک:هنوز چندان زمانی از زخم عمیق افغان‌ها نگذشته است؛ زخمی که روس‌ها بر پیکر سرزمین افغانستان زدند و عاقبت هم با خواری، آن را ترک کردند. اما قصه این رنج، به ادبیات ما راه نیافته و کمتر نوشته‌ایم از هجومی که به سرزمین همسایه ما و به مردمانی همزبان‌مان رفت؛ مردمی که با آنها در فرهنگ و تمدنی دیرینه، قوم و خویشیم. اما رمان «زخم و افغان» شاید آغازی باشد بر پایان این غفلت؛ آغازی که اتفاقاً خوش و قدرتمند است. رمان سیدهاشم حسینی از پیرمردی به نام شیرجان حرف می‌زند و پسرکی به نام اسلم که در شبی آرام همقدم شده‌اند. زمزمه آب و بوی خوش پونه‌ها لحظاتی مهربان و زیبا را رقم زده است؛ اگرچه اسلم دلتنگ پدر است. اما هجوم روس‌ها همه زیبایی حریرگون شب مهتابی و رویاهای دور پیرمرد و پسرک را به باد می‌دهد. شیرجان که پیرمردی رئوف و دنیادیده است، به رسم میهمان‌نوازی به روس‌ها پناه می‌دهد. همراه با این بیگانگان، یک افغان هم هست به اسم خلیق که اجیر روس‌ها شده است. حضور اجنبی‌ها در خانه شیرجان، باعث می‌شود که دیگران مدام به او طعنه و زخم‌زبان بزنند. اما شیرجان همچنان معتقد است که میهمان، حبیب خداست. با این همه، وقتی تعدی و تجاوز روس‌ها از حد می‌گذرد، شیرجان که شکارچی ماهری بوده، به تردیدهایش پایان می‌دهد و به فرمانده روس‌ها شلیک می‌کند و او را مجروح می‌سازد. آنها هم قصد جان شیرجان را می‌کنند. اما وقتی می‌بینند که از پس پیرمرد بر نمی‌آیند، اسلم را گروگان می‌گیرند که لحظاتی پر تعلیق و نفسگیر را در رمان رقم می‌زند. اسلم امانتی است در دست شیرجان؛ روکی که در بمباران هواپیماهای شوروی، زن و دو دختر و مادرش را از دست داده، تنها پسرش اسلم را به دست شیرجان سپرده و رفته است که بجنگد و انتقام بگیرد. به همین خاطر، شیرجان مجبور به مصالحه می‌شود. اما خلیق که در برزخ خفت یا سربلندی به سر می‌برد، نهایتا بر تردیدهایش غلبه می‌کند و فرمانده روس‌ها را می‌کشد. جنگ مغلوبه می‌شود و پایان این نبرد نابرابر، شهادت اسلم است و خلیق و اندوهی تلخ بر روح و جان شیرجان.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 0-507-506-964-978

تعداد صفحات 157

نوبت چاپ اول 87

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

نمای دور:یاسر حمزه‌لوی: مطمئنا جذاب‌ترین نکته قابل بررسی در این رمان استفاده از زبان فارسی دری برای مخاطب ایرانی و توسط یک نویسنده ایرانی است. نکته بعدی توصیف‌های دقیقی است که از شخصیت‌ها و مکان‌ها صورت گرفته است. در واقع نویسنده با انتخاب داستانی ساده و به دور از پیچیدگی‌های معمول یک رمان سعی در توصیف دقیق‌تر و جزئی‌تر افراد، مکان‌ها و وقایع داشته است و با انتخاب نمونه‌ای کوچک از جامعه بزرگ افغانستان، به دقت و ریزتر شدن هرچه بیشتر در آن پرداخته است و کوشیده از این طریق شناخت عمیق‌تری از این جامعه را به نمایش بگذارد.
باید گفت مخاطب، «زخم و افغان» را دوست خواهد داشت و از خواندنش لذت خواهد برد. با شخصیت‌هایش دوست خواهد شد و برایشان دل خواهد سوزاند. دردهایشان را هرچقدر سطحی می‌پذیرد و با آنها همدلی خواهد کرد. «زخم و افغان» داستان زخم‌هایی کوچک است بر جان پاره پاره افغانستان بزرگ.

از کتاب :سراپای جنازه را می‌جوید، جنازه پسر خردسال روکی را، پسر یتیم را. شعله رو به خاموش نگاه روکی در نگاهش می‌آید. تا دقیقه‌ای صدایی از دهانش درنمی‌آید. گریان نمی‌کند. نباشد که پسرک بیدار شود. دست او را می‌گیرد. به لبانش می‌چسباند. سر بلند می‌کند تا نگاهی به او بگوید که اسلم زنده است، نمرده است. تا چشمی به او یقین دهد که باز هم می‌تواند نبض اسلم را بشمارد و صدای نفس‌های پر امید و پر از اشتیاقش را بشنود.صفحه 149

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
آن بیست و سه نفر

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

اردوگاه اطفال

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

راز نگین سرخ