ورود

تالار پذیرایی پایتخت

نویسنده: محمدعلی گودینی

نمای نزدیک:«تالار پذیرایی پایتخت» با نیم نگاهی به فساد رژیم پهلوی و قیام 15 خرداد، به موضوع اصلاحات ارضی و مشکلات روستاییان و مهاجرت آنان به شهر و عواقب آن می‌پردازد. داستان از روستا در هنگام جریان اصلاحات ارضی آغاز شده و سال­های پیش از انقلاب اسلامی را روایت می­‌کند. راوی که برای کار به شهر آمده به سختی زندگی را پیش می‌برد؛ اما در مقابل، براتعلی پسر عموی اوکه شخصیت شروری دارد، با گروهی از کلاهبرداران تبانی می‌کند و با طرح یک عروسی دروغین جشنی در «تالار پذیرایی پایتخت» برگزار می‌کنند تا پولی نصیب گردانندگان این سناریو شود. با این حال، قضیه پس از مدت کوتاهی لو می‌­رود. شخصیت‌های این کتاب که عمدتا از اهالی روستا و اقشار پایین جامعه­‌اند، همه در یک حد در داستان تاثیر می‌گذارند؛ اما دو نفر که بیشتر مطرح هستند یکی خود راوی است و دیگری براتعلی پسر عمویش. براتعلی از همان زمانی که در روستا زندگی می­‌کند، بچه سر به راهی نیست و مشکلاتی را برای اهالی فراهم می‌آورد، و در شهر هم همان رویه را ادامه می‌دهد تا در انتهای داستان که حادثه اصلی اتفاق می‌­افتد، یکی از شخصیت‌های به ظاهر محوری آن است. نویسنده در این داستان با برشکافتن شخصیت داستان به نوعی روایتگر انقلاب نیز هست؛ انقلابی که همه ارکان جامعه را درگیر کرده و همه به نوعی در آن سهیم هستند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 8-69-506-964-978

تعداد صفحات 445

نوبت چاپ پنجم 1390

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

  نمای میانی:محمد‌علی گودینی سال 1335 در شهر کنگاور متولد شده و در سیزده‌ سالگی به شهر تهران آمده و اکنون نیز در پایتخت زندگی می‌کند. او دارای دیپلم تجربی بوده و در یک کارخانه کار می‌کند. در همان جا هم عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی و نیز هیئت منصفه کارخانه است . گودینی همچنین در دو نشریه مسئول صفحه ادبی است. از گودینی تا کنون آثار متعددی منتشر شده است. نمای دور:محمدعلی گودینی: من این کتاب را برای خودم نوشتم؛ چون بخشی از زندگی من بود، شخصیت اصلی داستان (غلامعلی) خود من هستم، البته سن او را از خودم کمی بزرگ‌تر گرفتم، من برای ادامه تحصیل و کار به تهران آمدم، روزها کار می‌کردم و شب‌ها درس می‌خواندم و در همان سال‌ها بود که در تهران تضاد فرهنگی وحشتناکی دیدم، میان روستاییانی که به دلیل همین انقلاب سفید به شهرها مراجعه و مهاجرت کرده بودند و گرفتار زندگی شهری شده بودند و حتی برخی به دلیل بیکاری و فقر واقعا زندگی سختی داشتند و به فلاکت افتاده بودند و در رمان هم به آن‌ها اشاره شده است. تقریبا 90 درصد حوادث داستان ریشه در واقعیت و تجربه‌های من دارد. یکی از دلایل استقبال و توجه به این کار توصیف فضایی روستایی در آن روزگار بود. در این رمان در پی این بودم تا شرح حال روستاییانی را که روستاها و زمین‌های خود را رها می‌کنند و به شهرها می‌آیند، روایت کنم. از کتاب:با گرفتن قول چهار دانه تخم مرغ و یک من و نیم گندم، بی‌بی وقت می‌داد و مثل هر سال می‌آمد و با پارچه‌ای سر و صورتش را می‌بست، طوری که فقط دو تا چشم‌هایش پیدا باشد. اول روی دیوارها را خوب جارو می‌کشید تا دوده‌هایش کنده بشود بریزد روی زمین و جارو بزند جمع کند یک جا. صفحه 7 از همین قلم:ک مشت خاک (سوره ‏مهر) راز عمارت متروک (سوره ‏مهر) سیلاب (سوره‏ مهر) نورد (سوره‌ مهر‌) دستی در آسمان (ه‍زاره‌ ق‍ق‍ن‍وس‌) اشباح (مرکز اسناد انقلاب اسلامی) افتخارات:ـ کتاب تقدیری نخستین دوره‌ جشنواره‌ داستان انقلاب ـ برنده دهمین دوره جایزه کتاب فصل لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

محمدعلی گودینی

محمدعلی گودینی:
در سال 1335 در شهر کنگاور متولد شده و در سیزده‌ سالگی به شهر تهران آمده و اکنون نیز در این شهر زندگی می‌کند. او دارای دیپلم تجربی بوده و در یک کارخانه کار می‌کند و در آنجا عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی و نیز هیئت منصفه کارخانه است و در دو نشریه نیز مسئول صفحه ادبی بوده است. از آثار او، داستان صعود، در دومین دوره مسابقات بنیاد جانبازان رتبه دوم و داستان آجر بهمنی در سومین دوره همین مسابقات رتبه سوم را به‌دست آورده است.
کتاب های نویسنده:
زنی با کفشهای مردانه (رمان)
تالار پذیرایی پایتخت
نورد
سیلاب

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

عصرهای کریسکان

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

ضربت متقابل

فرنگیس

مهناز فتاحی

مربع های قرمز

زینب عرفانیان