ورود

به دنبال صدای او

نویسنده: محمدرضا بایرامی

نمای نزدیک:«به دنبال صدای او» مجموعه‌ای است که قصه‌هایش هر کدام آهنگ خاص خود را دارند، اما مثل سازهایی در یک ارکستر بزرگ، در نقطه‌ای با یکدیگر به وحدت می‌رسند که اوج زیبایی و هنر است. «به دنبال صدای او» اولین داستان مجموعه است که نام کتاب نیز برگرفته از آن بوده و قصه بزرگ شدن پسر یکی از فراریان فرقه دموکرات آذربایجان نزد قاتل پدرش را روایت می‌کند. قصه‌ای که به لحاظ نثر، حال و هوایی متفاوت با دیگر داستان‌های مجموعه و منطبق بر فضای ذهنی قهرمان اصلی خود دارد. بایرامی در داستان بعدی یعنی «قربانی» ترس و تردید پسری را در روز عاشورا به تصویر می‌کشد که به خاطر نذر پدرش از کودکی قمه زنی کرده است. داستان شروعی زیبا، قدرتمند و غافلگیر کننده دارد و تردیدهای درونی و مذهبی اسماعیل، یکی از درخشان‌ترین فصل‌های این مجموعه را شکل داده است. بایرامی در داستان «قربانی» به نقد سنت‌های غلط عزاداری برای امام حسین (ع) می‌پردازد؛ بی‌آنکه در دام شعارگویی بیفتد و وظیفه اصلی قصه گویی خود را فراموش کند. «عیدی مادربزرگ» داستان سوم مجموعه، موضوع زلزله را دستمایه خود قرار داده است. جلال و پدرش برای خبر گرفتن از مادربزرگ راهی اردبیل می‌شوند و در این مسیر و در برخورد با روستاییان زلزله زده، جلال خاطراتی از مادربزرگ را در ذهنش مرور می‌کند. «وقتی کولی‌ها برگشتند» قصه‌ای است آمیخته با امیال کودکی و ایستادن بر دوراهی تردید. قهرمان قصه در رویای خریدن فلوتی است که کولی‌ها می‌فروشند، اما پولی برای خریدن آن ندارد. نویسنده با قرار دادن قهرمان در وضعیتی پارادوکسیکال، او را وادار می‌کند که دست به بهترین انتخاب بزند؛ او به جای فروش تخم مرغ‌هایی که مال خودش نیست و خرید فلوت دلخواهش با آن پول، وسوسه به دست آوردن فلوت را کنار می‌زند و تخم مرغ‌ها را به صاحبش برمی گرداند. «وقتی کولی‌ها برگشتند» تصویر واقعگرایانه‌ای از دنیای نوجوانان ارایه می‌کند، تصویری دقیق که شاعرانگی مفهومش را نه از نگاه الصاقی نویسنده، بلکه از پیوند عمیق داستان با دنیای قهرمانش و شناخت نویسنده از این دنیا می‌گیرد. «کلاغ‏‌ها» و «تفنگ» از دیگر داستانهای خواندنی و جذاب این مجموعه هستند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 978-964-471-748-2

تعداد صفحات 130

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب پالتویی

  نمای دور: یزدان مهر (منتقد): داستان «عیدی مادربزرگ» شروع خوبی دارد؛ اول به این دلیل که اگر رازی با خود دارد محصول وضعیت است نه محصول نگاه «کلان راوی» [نویسنده]؛ دوم به این دلیل که نثر «کنش‌مند» است و با وضعیت بده و بستان دارد. چیزی می‌گیرد و چیزی می‌دهد. نثر در بخش توصیفی ـ روایی، هم از سادگی برخوردار است هم از روانی، هم از ایجاز و پرهیز از اطناب. داستان درباره «زلزله» است، یعنی زلزله بهانه روایتی است که‌‌ رها نمی‌شود بلکه پیوند می‌خورد با کلیت داستان و بدل به «وضعیت» می‌شود. این حسن بزرگی است در داستان‌های ایرانی که اغلب حتی از بهانه روایت استفاده «نیروی محرکه نخستین داستان» را هم مراد نمی‌کنند چه رسد به تبدیل آن به «وضعیت». نویسندگانی همچون بایرامی، شاید بزرگ‌ترین دستاوردشان عبور از بحران «داستان گریزی» داستان نویسان «تعهد اجتماعی» است. این نویسندگان توانستند آثاری خلق کنند که قابلیت ترجمه به دیگر زبان‌ها را هم داشته باشد. از کتاب:چند بار از صدای رعد بیدار شدم و دیدم اتاق نور به نور می‌شود و مادرم جلوی پنجره ایستاده و بیرون را نگاه می‌کند. و گویا دعا می‌کرد و می‌گفت که خدا رحم کند و به خیر بگذراند. و صبح که بیرون آمدم، دیدم روی یونجه زار پایین ده، پر استخوان‌های مرده‌هاست. و این وقتی بود که ساعتی قبل از آن، از صدای مادرم یا صدایی که فکر کرده بودم صدای اوست از خواب برخاستم که گفته بود: «مرده‌ها به سوی ما بازگشته‌اند!» صفحه ۲۷ لینک خرید نسخه الکترونیکی

نویسنده

محمدرضا بایرامی

محمدرضا بایرامی:
متولد 1344، نويسنده و خاطرهنگار
کتاب های نویسنده
بر لبه پرتگاه (قصه های سبلان)
دشت شقایق ها
در سرزمین سرخپوست
در ییلاق
بعد از کشتار
به دنبال صدای او
قصه 86 و 87
عقابهای تپه ٦٠
کوه مرا صدا زد
Tales of Sabalan
شب های بمباران
سایه ملخ
فصل درو کردن خرمن
هفت روز آخر
نوری برفراز دار
دره پلنگها
پیش رو

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

چراغ های روشن شهر

عصرهای کریسکان

پنهان زیر باران

سید قاسم یاحسینی

زندان الرشید

کتاب دا

سیده اعظم حسینی

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

ضربت متقابل