ورود

محرمانه

نویسنده: محمدحسن مقیسه

نمای نزدیک:در توفان جنگ و در هیاهوی رسانه‌های تبلیغاتی جهانی، هرچه گفته می‌شد که جنگ عراق علیه ایران، نبرد چند کشور با یک کشور است، مغرضان و منکران نمی‌پذیرفتند. ناآگاهان هم به دیده‌ تردید به چنین سخنانی می‌نگریستند. باید سال‌ها می‌گذشت و گرد و غبار جنگ فرو می‌نشست تا حقانیت چنین گفته‌هایی آرام‌آرام به اثبات برسد. وقتی هم که از میان خود سنگر دشمن، عده‌ای به افشای حقایقی از پشت پرده جنگ عراق علیه ایران پرداختند، این حقانیت و حقیقت بیشتر ثابت شد. کتاب «محرمانه»(اسرار مسلح کردن عراق در جنگ با ایران) نوشته سرگرداحمد عدنان القیسی یکی از همین افشاگری‌هاست. او که عضو کمیسیون عقد قراردادهای تسلیحاتی بوده و مخفیانه به کشورهای اروپایی و امریکا سفر می‌کرده در مقدمه این کتاب می‌نویسد: دنیا در ظاهر چیزی را می‌دید؛ ما در رسانه‌های تبلیغاتی دم از دشمنی با امریکا و نقش بدطینت او می‌زدیم. اما در هتل‌ها مخفیانه با آنها نشست و برخاست می‌کردیم، با آنها دست می‌دادیم و آنها نیز با سلاح و اموالشان به ما کمک می‌کردند. احمد عدنان القیسی برای جمع‌آوری اطلاعات کتاب «محرمانه» متحمل سختی‌های فراوانی شده، ابتدا به سوریه رفته و از آن جا به ایران آمده تا رازهایش را فاش کند؛ ازبمباران هسته‌ای پایگاه‌های عراق توسط اسرائیل که می‌خواستند آن را به گردن ایران بیندازند تا برملا کردن چهره شخصی به نام ستوان یکم ابوعلی که معلوم می‌شود همان حسین کامل، داماد صدام بوده و این هویت جعلی به وی فرصتی می‌داده تا نقش حقیقی خویش را، به عنوان رییس برنامه‌های ویژه صدام، از فروشندگان سلاح پنهان کند. عدنان القیسی همچنین به روابط محرمانه و سرّی سران کاخ سفید با رژیم صدام می‌پردازد و نقش اردن و انگلیس و ایتالیا و سایر کشورها به رهبری امریکا در فروش و ارسال تسلیحات نظامی به عراق را شرح می‌دهد. ترجمه روان و متناسب محمدحسین مقیسه باعث شده است که کتاب خواندنی و مهیج «محرمانه»، خواندنی‌تر هم بشود.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 2-404-506-964-978

تعداد صفحات 92

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

 

نمای دور: مصطفی رهایی: کتاب محرمانه علی‌رغم حجم اندک آن اعتراف‌نامه‌ای بزرگ محسوب می‌شود که حداقل در متون فارسی دست اول و کم‌نظیر است. البته به نظر می‌رسد سرگرد القیسی به طور عامدانه مسائل بسیاری را مخفی کرده است. در واقع او به آنچه دوست داشته است اعتراف کند، اعتراف کرده است! ساده‌لوحانه است اگر باور کنیم خاطرات فردی با چنین موقعیتی فقط 80 صفحه است. البته چنین برخوردی از سوی این نظامی سابق ارتش صدام تا حدی قابل درک است. فقط دو دهه از پایان جنگ عراق و ایران گذشته و به رغم سقوط حکومت صدام، افشای چنین اسراری از سوی نظامیان سابق اما ذی‌نفوذ می‌تواند تبعاتی هم در پی داشته باشد.
مهم این است که وی یک منبع ارزشمند است؛ منبعی که نباید به سادگی از کنار او و اطلاعاتش گذشت. خواندن این صفحات اندک اما جذاب دریچه‌های تازه‌ای در برابر هر ایرانی باز می‌کند.

از کتاب:رامسفلد در تالار ویژه به سعدون حمادی گفته بود: ما آمده‌ایم به صدام بگوییم برایت احترام قائلیم و چگونه می‌توانیم کمکت کنیم؟ تو بخواه، کمکت می‌کنیم.
هنگامی که صدام این کلمات را از رامسفلد شنید، جواب داد: من فقط یک درخواست از شما دارم و آن جلوگیری از ورود سلاح به ایران است. شب و روز کار کنید تا سلاح به دست ایرانی‌ها نرسد.
رامسفلد که منظور صدام را فهمید، لبخندی زد و گفت:این پیام شما را به رییس‌جمهور کشورم می‌رسانم.
صفحه 30

از همین قلم:هنگ ترسوها (سوره‏ مهر) راز قلعه 2519 (سوره‏ مهر) روز وحشت (سوره ‏مهر) مهمان کعبه: سفرنامه حج (سوره‏ مهر) آزادگان بگویید (سوره‏ مهر)

نویسنده

محمدحسن مقیسه

محمد حسن مقیسه نویسنده ، منتقد ادبی و استاد دانشگاه است .    

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
دلیل (روایت حماسه شهید چیت سازیان)

حمید حسام

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

لشکر خوبان

اردوگاه اطفال

چراغ های روشن شهر

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

کالک های خاکی

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

آن بیست و سه نفر