ورود

نغمه ساز فاراب

نویسنده: علی اکبر والایی

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 4-075-506-964-978

تعداد صفحات 103

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

کتاب های دیگر نویسنده

 

نمای نزدیک:«نغمه‌ساز فاراب» روایتی است که تو را در مرز واقعیت و خیال به تحیر وا می‌دارد زیرا آنچه می‌خوانی واقعیتی چنان معجزه‌گون است که تو را به ژرفای خیال می‌برد. داستانی در ستایش موسیقی و رقص جهان خواب و بیداری با نوای عود. علی اکبر والایی، داستان زندگی ابونصر فارابی را از دهه چهل زندگی او آغاز می‌کند؛ از زیر درختان نارون و تبریزی فاراب، جایی که اولین نشانه‌های حکمت وجودی او در برخورد با اطرافیان و جلوه‌های طبیعت رخ می‌نماید اما بزنگاه داستان آنجاست که قاصدی از دارالخلیفه خراسان به سمت او می‌آید و دعوت خلیفه را به او می‏رساند. اما فارابی را با خلیفه‌ای که حکومتش بر جور و جفا پی ریزی شده کاری نیست، برای همین است که با قافله‌ای به سمت بغداد می‌رود و داستان‌هایی خواندنی مثل شفای یک بیمار با نواختن تنبور در طول سفرش شکل می‌گیرد.
بخشی از داستان به رابطه ابونصر فارابی با امیرسیف الدوله در حلب می‌پردازد. اما ندایی در خواب او را به دمشق می‌خواند و آخرین روزهای زندگی‌اش را نیز در میان جوانان مکتب خانه‌های دمشق می‌گذارند. تا آنکه یک روز کبوتری که در خواب‌هایش خود را بر در حجره می‌کوبید و در را بسته می‌یافت، در بیداری به داخل حجره وارد می‌شود و با روح ابونصر به آسمان پر می‌کشد.

نمای میانی:سال ۶۴ داستان نویسی برایش جدی شد و یک سال بعد همکاری‌اش را با برنامه «قصه ظهر جمعه» رادیو آغاز کرد. نوشتن برای این برنامه، اگرچه‌گاه به وقفه می‌افتاد، اما دوازده سال ادامه پیدا کرد. در این سال‌ها علی اکبر والایی قصه و نمایشنامه هم می‌نوشت و بیشتر آثارش را در ماهنامه‌های نوجوانان منتشر می‌کرد. از سال ۶۸ که اولین اثرش چاپ شد تا کنون، برخی کتاب‌هایش جوایزی مختلفی کسب کرده‌اند.

نمای دور:کامران پارسی‌نژاد (نویسنده و منتقد): والایی برای پرداخت شخصیت فارابی، به مباحث روان‌شناختی و ترسیم ژرفای درونی او روی نیاورده و تنها از طریق رویارویی او با حوادث و شیوه عمل و گفتارش، تصویر موفقی از چهره او ارایه داده است. وی با تسلطی چشم نواز، به ترسیم فضای بومی و منطقه‌ای فاراب مبادرت ورزیده و از عناصر کلیدی طبیعت این منطقه استفاده قابل قبولی کرده است. ناگفته پیداست یکی از دغدغه‌های نویسنده این اثر و سایر نویسندگان «زندگینامه داستانی»، قرار دادن زندگی یکی از شخصیت‌های برجسته به عنوان عنصر محوری و دوری جستن از فضاسازی وهم‌گونه است. نویسنده باید تا آنجا که می‌تواند در تشریح زندگی و غور در عمق اندیشه‌های شخصیت مذکور بکوشد و کمتر از عنصر تخیل استفاده کند. اما از آنجا که او خالق داستان نیز هست، باید به ساختار، بافت و نظام درونی قصه نیز پایبند باشد. در«نغمه ساز فاراب» نویسنده کمابیش توانسته به الگوی اصلی این ژانر ادبی نزدیک شود.
از کتاب: صدای عود در دست‌های ابونصر، به گونه‌ای دیگر طنین انداز شد. این بار ارتعاش صدای ساز، چون نیرویی مواج و نامرئی، در فضای تالار به حرکت در آمد و به سان میدانی از مغناطیس، برتن حضار فرو ریخت و عصب‌های اعضا و جوارح را به ارتعاش واداشت. طنین این ارتعاش نامرئی، سوزشی در دل‌های هیجان زده حاضرین پدید آورد. این سوزش چون خونی گرم و سوزاننده که از شریان‌های تن به بالا خیز بردارد، ناگاه به سان حباب‌های اسیدی، بر کاسه چشم‌ها یورش بردند.صفحه ۶۵
از همین قلم: دستی از دور (سوره‏ مهر) علامه مجلسی (مدرسه) باد در گیسوان آتش (مدرسه) آوای پرستوها (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) ایستگاه (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) فرزندان صحنه (مدرسه) خلوت مدیر (نیستان) کشتی سیراف (مدرسه) پرستوی سال‌های جنگ (پالیزبان)

نویسنده

علی اکبر والایی

زندگینامه

متولد 1344 است و سابقه تدریس در آموزش و پرورش، قضه گویی و تدریس داستان نویسی دارد.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
راز نگین سرخ

بابانظر

سید حسین بیضایی، مصطفی رحیمی

در کمین گل سرخ

محسن مومنی

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

کالک های خاکی

ضربت متقابل

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

دختر شینا

بهناز ضرابی زاده