ورود

غروب آبی رود

نویسنده: جهانگیر خسروشاهی

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 2-251-506-964-978

تعداد صفحات 167

نوبت چاپ دهم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 

نمای نزدیک:نمی‌شود از روزهای جبهه گفت و برخی نام‌ها را به خاطر نیاورد. نمی‌توانی نام دجله را بیاوری و نام شهید مهدی باکری بر سر زبانت، روحت و جانت ننشیند. «غروب آبی رود» روایت زندگی شهید مهدی باکری –فرمانده لشکر ۳۱عاشورا- است از زبان علی ساقی، دوست و همرزم‌اش که ماموریت پیدا می‌کند به دنبال او برود و او را به این سوی دجله بیاورد.
 نویسنده در مسیر روایت خود،‌گاه نقبی به گذشته می‌زند و با تغییر راوی از اول شخص به سوم شخص، بخشی از زندگی گذشته این شهید را از کودکی تا زمان حضور در جبهه و عملیات‌های مختلف بازگو می‌کند.
 داستان پیچیده در تردید‌ها، تفکرات و پرسش‌های شاعرانه راوی است از خودش و جهان پیرامونش. جهانگیر خسروشاهی، برای روایت زندگی مردی چون باکری، به نثری شاعرانه همچون ماهیت وجود آن شهید روی می‌آورد و هر فصل را با پرسشی نظیر این آغاز می‌کند که «آیا می‌توان به سادگی وسعت وجودی مردانی را یافت که در اوج قدرت، تغییرات روزانه یک غنچه گل محمدی آنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟»
نویسنده در این کتاب به بخش‌هایی از زندگی شهید باکری از جمله دوران مدرسه و دانشگاه، فرار از سربازی به فتوای امام، شهادت حمید و نحوه برخورد مهدی با این واقعه و همچنین نحوه شهادت او می‌پردازد.

نمای میانی:همکاری جهانگیر خسروشاهی با حوزه هنری به سال ۱۳۶۸ بر‌می‌گردد. اومتولد ۱۳۴۰ در یکی از روستاهای اصفهان است. در کودکی و نوجوانی مدت کوتاهی را در مجالس تعزیه نسخه‌خوانی می‌کرده است. همکاری با گروه تلویزیونی روایت فتح، داوری جشنواره‌های مختلف دفاع مقدس، عضویت در شورای بررسی کارگاه قصه و رمان و همچنین پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری تنها بخشی از فعالیت‌های فرهنگی او بعد از انقلاب است.

نمای دور:محسن رضایی: ‌ بچه‌ها آمدند دورم جمع شدند و توصیه کردند خودم را کنترل کنم. گفتند: «چرا این قدر گریه می‌کنی؟» یادم به حرف زدن‌هامان با یکدیگر می‌افتاد، یا درد دل کردن‌هامان، یا خنده‌های خودمانیمان. یادم به مرخصی نرفتن‌هاش می‌افتاد و اینکه بهش گفتم برود خانه سر بزند و او گفت پیش بچه‌های لشگرش راحت‌تر است. و یادم می‌افتاد به اینکه هیچ وقت از زندگی خودش به من نگفت و اینکه هیچی برای خودش از من نخواست. نه ماشین، نه خانه، نه وام، نه مقام، نه هیچ چیز دیگری که دیگران برایش سر و دست می‌شکنند و اینکه خودش را رفت رساند به دریا. از دجله به اروند و از اروند به خلیج فارس. فهمیدم نمی‌خواسته در خاک دفن شود. فهمیدم می‌خواسته برود به ابدیتی برسد که خیلی از عرفا حسرتش را دارند برای همین چیزهاست که معتقد هستم «مهدی باکری» گمنام‌ترین شهید این جنگ است.
از کتاب:نه، هرگز نمی‌توان لطافت رازآلود پروانه‌ها را به هنگام پروازشان بر فراز شقایق‌های وحشی دید و کتمان کرد، هرگز! حرکت کردم به طرف خط خودمان؛ به محل درگیری. به دلیل شدت آتش، آهسته و خمیده و با استفاده از جان پناههای طبیعی پیش رفتم. نیم ساعت بعد از بمباران، ناگهان حمید را دیدم که با سرو صورت گل آلود رسید و بدون اینکه فرصتی به من بدهد، نفس زنان گفت: «یکی دو تا از رزمنده‌های عاشورا گفتند که از طرف قرارگاه با آقا مهدی تماس گرفته شده...»
صفحه ۶۷

از همین قلم: در شنبه‌ای که می‌آید (سوره ‏مهر) غروب آبی رود (سوره‏ مهر) خ‍ل‍ف‍ه‌ه‍ای‌ وح‍ش‍ی‌ (سوره‏ مهر) باران در راه است (امیرکبیر) زخمدار (تکا) رویای داغ (منادی تربیت) صخره‌ها و پروانه‌ها (تکا) پدربزرگ، برکه و درخت گردو (منادی تربیت)

نویسنده

جهانگیر خسروشاهی

زندگینامه جهانگیر خسرو شاهی ، اول آذر 1340 در روستای‌ دهق‌ واقع در 84 کیلومتری شمال غرب اصفهان در خانواده‌ای مذهبی و روحانی متولّد شد . او خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت و پس از دوره‌‌ای تحصیل در مدرسه وارد حوزه شد و به تحصیلات حوزوی پرداخت. فعالیت‌های فرهنگی خود را از ابتدای انقلاب اسلامی شروع کرد و از سال 1368 تا کنون با حوزه هنری همکاری دارد. حضور در مجله سوره ، دو دوره عضویت در شورای بررسی کارگاه قصه و رمان حوزه هنری ، عضویت در پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، همکاری با گروه تلویزیونی جهاد سازندگی و گروه تلویزیونی روایت فتح از فعالیت‌های فرهنگی خسرو شاهی است. در سال 1377 به عنوان داور جشنواره فیلم دفاع مقدس و در سال‌های 1377، 1379، 1383 به عنوان داور جشنواره انتخاب کتاب دفاع مقدس حضور داشته است و در سال 1383 نیز داوری انتخاب کتاب دفاع مقدس دفتر ادبیات داستانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده‌دار بوده است. او تا کنون آثار زیادی از جمله داستان کوتاه، رمان و زندگینامه داستانی و مقاله به چاپ رسانده است.

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.

مطالب مرتبط

ارزیابی کارشناسان

محتوای کتاب : عالی

اثر گذاری متن : خوب

طرح جلد :خوب

کیفیت چاپ :عالی

کتاب های مرتبط
آن بیست و سه نفر

لشکر خوبان

زندان الرشید

روزهای بی آینه

گلستان جعفریان

مربع های قرمز

زینب عرفانیان

جشن حنابندان

محمدحسین قدمی

فرنگیس

مهناز فتاحی

ضربت متقابل

همه سیزده سالگی ام

گلستان جعفریان