ورود

مهمان فشنگ‌های جنگی

نویسنده: قاسم یاحسینی

نمای نزدیک:در جنگ همه افراد یک جامعه حضور دارند. افرادی که هر یک به نوعی با جنگ و عوارضش درگیر می‌شوند و از آن خاطراتی در ذهنشان می‌ماند. از این‌رو جنگ، راویان مختلف و متفاوتی دارد؛ از پزشک و سرهنگ گرفته تا یک سرباز ساده. فرقی ندارد. همه این افراد ناگفته‌های زیادی از مواجهه‌شان با آن خواهند داشت. مجید بنشاخته ـ قهرمان کتاب ـ سرباز ساده‌ای است که تنها 4 روز قبل از قبول قطعنامه میان ایران و عراق اسیر می‌شود. این آزاده، دو سال در اردوگاهی که توسط صلیب سرخ ثبت نشده حضور داشته و مرارت‌های زیادی کشیده است. او خاطرات حضور در این اردوگاه را برای سیدقاسم یاحسینی تعریف کرده و این نویسنده، خاطراتش را با نثری یکدست و روان تدوین کرده ‌است. تدوین خوب کتاب آن را تبدیل به روایتی داستان‌گونه کرده که ماجرا را از روستای محل زندگی صاحب خاطرات آغاز می‌کند و در بین راه، خود سری به سنگرها و خاکریزهای مختلف در جنگ می‌زند و می‌رسد به روزهای سخت و طاقت‌فرسای حضور در اردوگاه‌های عراق و در پایان هم می‌رسد به خاک ایران. خواندن این خاطرات به خاطر حضور قهرمانش در اردوگاهی که در فهرست صلیب سرخ ثبت نشده بوده، لحظات دشواری را روایت می‌کند.

ناشر سوره مهر

شمارگان 2500

شابک 4-314-506-964-978

تعداد صفحات 207

نوبت چاپ چهارم

سال چاپ اول

قطع کتاب رقعی

 

نمای دور:سیدقاسم یاحسینی (تدوینگر کتاب): «مهمان فشنگ‌های جنگی» از راه دوری آمده است؛ از روستایی در حوالی بوشهر که به آن «چاه تلخ جنوبی» می‌گویند. راوی این کتاب، اهل همین روستا بود. او نه فرمانده بود و نه در قرارگاه‌ها برو و بیایی داشت. یک نیروی ساده بود و با همان سادگی روستایی‌اش دشت‌ها و کوه‌های سرزمینش را در غرب و جنوب می‌پایید تا پوتین‌های بیگانه این صفحات زیبا را خط نیندازد، اما پیچیدگی‌های جنگ از او مرد آزموده‌ای ساخت که حتی بتواند سختی‌های جانکاه اسارت را در اردوگاه‌های عراق تحمل کند. حالا این کتاب رنج‌ها و امیدهای یک نوجوان روستایی را در دفاع از آب و خاکش در برابر دیدگان ما می‌گذارد تا تعریف دیگری از دفاع مردمی برای ما معنا شود.
مرتضی سرهنگی (پژوهشگر جنگ): با توجه به تفاوت دستور زبان عصر جنگ و بعد از جنگ، باید زمینه‌ای فراهم شود که با زبان تعقل و آمار، حقایق دوران دفاع مقدس به جامعه منتقل شود.

از کتاب:صبح شد. شب عدسی خورده بودیم و عدسی تشنگی می‌آورد. هوای بصره هم مثل خوزستان گرم و تفتیده بود. روز اول مرداد‌ماه 1367 بود. همه اسرا احساس تشنگی می‌کردند. تا آن ساعت کسی به حال مجروحان توجهی نکرده بود و صدای ناله‌شان قطع شده بود. از شب تا صبح ده دوازده نفر شهید شده بودند. از عراقی‌ها تقاضای آب کردیم، ندادند. آفتاب ساعت به ساعت بر شدت گرما می‌افزود. آفتاب مستقیم به ما می‌تابید و همه را داغ می‌کرد. صفحه 147

از همین قلم:رودرروی شیطان (سوره‏ مهر) پای پیاده روی آب (سوره ‏مهر) یک دریا ستاره (سوره‏ مهر) پنهان زیر باران (سوره‏ مهر) آخرین شلیک (سوره ‏مهر) سهام خیام؛ دختری از هویزه (سوره‏ مهر) زیتون سرخ (سوره ‏مهر) شریعتی آن‌گونه که من می‌شناسم (نگاه امروز)

نویسنده

قاسم یاحسینی

سید قاسم یاحسینی:
متولد ١٣٤٤، نويسنده و خاطره نگار
کتاب های نویسنده
تک آوران گردان یکم
کتاب گویای زیتون سرخ
خاطرات ماشا الله کازرونی
تکاوران خرمشهر
کتاب گویای دریا خانم
تکاوران نیروی دریایی خرمشهر
وری وقت جنگه
دریا خانم
پنهان زیر باران
بچه های کفیشه
آخرین شلیک
پرواز روی خاک
مقاومت در سوسنگرد
گزارش به خاک هویزه
سهام خیام دختری از هویزه
زیتون سرخ
ظهور و سقوط خاندان تنگستانی
مهمان فشنگ‌های جنگی
یک دریا ستاره
پاى پیاده روى آب

نظرات
برای این مطلب نظری ثبت نشده است.
کتاب های مرتبط
دختر شینا

بهناز ضرابی زاده

نورالدین پسر ایران

موسی غیور - معصومه سپهری

ضربت متقابل

گلستان یازدهم

بهناز ضرابی زاده

کالک های خاکی

وقتی مهتاب گم شد

حمید حسام

یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

مهدی عقابی

فرنگیس

مهناز فتاحی