من عاشق افسانه نیستم
- قیمت: 24,000 تومان
توضیحات و مشخصات
«من عاشق افسانه نیستم» نام رمانی با موضوع دفاع مقدس از مریم معینی است. او در صفحه تقدیم کتاب خود چنین نوشته است: «تقدیم به آنان که با موج انفجار هر گلوله چنان رعشه دویده بر روانشان که با خردترین صدایی دستها را به پهنای گوشها میگیرند و کپ میکنند روی زمین بیخیال انگشتهایی که دراز شده به سویشان و حکم جنون برایشان صادر میکند». در بخشی از این رمان میخوانید: هنوز میدوی. نمیخواهی دستهایت را به نشانۀ تسلیم بالا ببری. خمپارهها پشت سر و جلویت گُروپگُروپ میکوبند.
خاکریز با آتش و خون یکی شدهاست و تو نمیخواهی بمیری. هرچند میدانی شانس زنده ماندنت کم است، میدوی که جان سالم از مهلکه به در ببری. لباست خیسِ عرق شده. قلبت دارد میترکد و مرگ، عقاب گرسنهای است که بالای سرت در حال پرواز است. پاهایت بیگانه است با این خاک. ترس را قورت میدهی. به امید جانپناهی اینطرف و آنطرف میدوی. افسانه نمیترسد از اینکه بیاید یک جای ناامن؟ حیاط تاریک است. دنبال کفشهایش میگردد؛ نیست، چادرش هم. نمیتواند بیاید کمکت کند، نه افسانه و نه هیچ زن دیگری. آب تا زیر دندههایت بالا میآید. خود را جمع میکنی گوشۀ شناور و نیها را میکشی روی خودت. همه جا غرق در تاریکی است.
بریدهای از کتاب من عاشق افسانه نیستم
گم شدهای گم شدهای جریان سریع آب تو را آورده به نیزارهای بیپایان اروند همهجا بوی غربت میدهد دامن نیها را میگیری رطوبت لابهلای نیها را فرومیدهی بوی تن مادرت را میدهند ریههایت را از بو پر میکنی تا درد را تحمل کنی. مادر حتی اگر نباشد باز هم بویش مرهمی است برای هر دردی و آرامشی است برای هر شیونی نیها را میگیری و تقلا میکنی بلند شوی نیها به قامت افسانهاند. ساقهای باریک و کشیدهاش را رها میکنی و نهیب میزنی از آنجا برود میخواهد پیش تو بماند، آمده تا شال سفید را نشانت بدهد خود را میکشی طرف باتلاق و به او میگویی برگرد فریاد میزنی و بهصراحت می گویی هیچوقت خیال او را توی سر نداشتی که عزیز عشق او را توی دلت کاشته
مشخصات
-
نویسنده:
مریم معینی،
-
شابک:
9786000348083
پدیدآورندگان
-
نویسنده یا مولف کتاب من عاشق افسانه نیستم
برای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.