پسته، مهاجر قدیمی سرزمین ما؛ چرا سرزمین رفسنجان زادگاهش نبود؟
به گزارش روابطعمومی انتشارات سوره مهر؛ سیدمجتبی حسینی در گفتوگو با خبرگزاری مهر درباره علت نگارش کتابی درباره سرگذشت پسته، گفت: ما اغلب فکر میکنیم محصولات کشاورزی که امروز در دسترس ما هستند، از ابتدا به همین شکل فعلی بودهاند؛ درحالیکه چنین نیست و خیلی از آنها، تاریخی برای خودشان دارند. بعضی از آنها، در کشور […]
به گزارش روابطعمومی انتشارات سوره مهر؛ سیدمجتبی حسینی در گفتوگو با خبرگزاری مهر درباره علت نگارش کتابی درباره سرگذشت پسته، گفت: ما اغلب فکر میکنیم محصولات کشاورزی که امروز در دسترس ما هستند، از ابتدا به همین شکل فعلی بودهاند؛ درحالیکه چنین نیست و خیلی از آنها، تاریخی برای خودشان دارند. بعضی از آنها، در کشور ما نبودهاند و از نقطه دیگری از عالم و طی سفری پُرماجرا به این سرزمین آورده شدهاند یا شکل اولیهشان، با شکل فعلیشان تفاوت بسیاری دارد. مثلا یک میوه با میوهای دیگر پیوند خورده و آنچه که ما امروز میشناسیم بهوجود آمده است.
او افزود: درباره پسته هم همینطور است. پسته محصول بومی شهرهای کویری ایران علیالخصوص رفسنجان نبوده و طی سدههای طولانی، به این مناطق منتقل شده است. ضمن اینکه پسته، اصالتا به این شکل که همه ما آن را میشناسیم، نبوده است. این را بگذارید کنار آنکه دستهای از کتابها در ادبیات جهان وجود دارند که تاریخ چنین محصولاتی را روایت میکنند. مثلا کتابی وجود دارد که به تاریخ چای و قهوه میپردازد یا کتابی هست که تاریخ پنبه را روایت میکند و کتابهای دیگر. این کتابها، داستان پدید آمدن، تطور و گسترش جهانی هرکدام از این محصولات را روایت میکنند. بهقولی، تاریخ جهان هستند از زاویه آن محصول.
نویسنده کتاب «سرزمین پسته» بیان کرد: برگردم به سؤال شما، تصور من این بود که جای چنین کتابی درباره پسته خالی است، هم بهخاطر داستانی که پسته داشته و هم بهدلیل اهمیت پسته در کشاورزی و اقتصاد ایران. این انگیزهای شد برای روایت سرگذشت پسته.
او درخصوص اینکه مسیر نگارش این کتاب چگونه و در چه بازه زمانی طی شده است؟، توضیح داد: فعالیت اصلی من، ساخت فیلمهای مستند و تولیدات ویدئویی از این دست است و در ابتدا هم بنا داشتم فیلم مستندی درباره پستهکاری در رفسنجان بسازم. بخشی از مصاحبههای آن مستند هم ضبط شده بود؛ اما بهخاطر مشکلات گوناگون، ساخت فیلم مستند امکانپذیر نشد. ضمن اینکه با یک اپیزود مستند هم حق مطلب ادا نمیشد. بنابراین، یک روزی تصمیم گرفتم پروژه ساخت مستند را کنار بگذارم و سراغ نوشتن کتابی درباره پسته بروم.
حسینی اضافه کرد: بخشی از پژوهش کار قبلا بهخاطر فیلم مستند انجام شده بود؛ اما نیاز به گفتوگوهای بیشتر با اهالی پسته و بررسی منابع مکتوب در اینباره بود که بهتدریج آنها هم انجام شد. از ابتدا تا انتهای نگارش کتاب، حدود سه سال طول کشید، گرچه بین آن هرازگاهی من درگیر پروژههای دیگری بودم و نگارش کتاب پیوسته انجام نمیشد.
سیدمجتبی حسینی درباره چالشهای انجام کار پژوهشی در حوزه کشاورزی که به خروجی تولید یک کتاب هم منجر شود، گفت: من بهشخصه فکر میکنم انجام کارهایی از این دست در زمانه فعلی بسیار دشوار است؛ چراکه نوشتن نیاز به تمرکز بسیار بالایی دارد، ولی آنقدر تعداد حوادث پیرامون ما بالاست که حفظ تمرکز، گاهی خود به مأموریت غیرممکن تبدیل میشود. کافیست به فهرست حوادثی که از ۷ اکتبر تا زمان جنگ ایران و اسرائیل رخ داده نگاه کنید تا متوجه شوید حجم اتفاقات عجیب و غریبی که هرکدام ظرفیت بلعیدن تمرکز شما را برای هفتهها دارند، چقدر بالاست.
او در ادامه عنوان کرد: اما اگر از این موضوع که بهصورت عمومی برای نویسندگان وجود دارد بگذریم و بخواهم درباره سختیهای نگارش کتابی در حوزه کشاورزی بگویم، یکی از چالشها این است که چگونه داستان محصولی همچون پسته را روایت کنید، بدون اینکه وارد جزئیات فنیِ کشاورزی و اقتصادی شوید. همانگونه که میدانید، وقتی پای چنین محصولاتی به میان میآید، شما با انبوهی از جزئیات فنی و علمی روبهرو هستید. از اعداد و ارقام گرفته تا اصطلاحات علمی و توضیحات فنی طولانی؛ اما اگر بخواهید کتابی برای مخاطب عام بنویسید، لاجرم باید بهشکلی از کنار این اعداد و مسائل فنی بگذرید و قصهها و ماجراها را روایت کنید. چگونگی انجام این کار، یکی از چالشهای نوشتن این کتاب بود.
او درباره مخاطب کتاب «سرزمین پسته» نیز گفت: کتاب برای مخاطب عام نوشته شده و تلاش شده که یک کتاب اقتصادی یا کشاورزی نباشد. همچنین تاریخ پسته بهگونهای روایت شده که برای مخاطبی که هیچ اطلاعات قبلی درباره پسته ندارد، بهقدر کافی گویا باشد.
نویسنده کتاب «سرزمین پسته» در پاسخ به این سؤال که «پس از گردآوری اطلاعات و نگارش این کتاب، دیدگاه شما درباره کشاورزی در ایران چه تغییری کرد؟» بیان کرد: بزرگترین تغییر، درک جدیدی بود که در مورد مسائل کشاورزی و اقتصاد ایران پیدا کردم. اغلب ما در ایران، مشکلاتی را که در کشور با آنها مواجه هستیم، خاص کشور خودمان میدانیم. از مسائل مربوط به آب گرفته تا اختلافات ملی و محلی، تا تبعاتی که کشاورزی انبوه برای اقلیم پیرامون آن دارد و غیره؛ درحالیکه خیلی از این مشکلات و مسائل، کموبیش در سایر نقاط دنیا نیز وجود دارند و کشور ما در این زمینهها اصلا یک استثناء محسوب نمیشود. اگر چنین درکی داشته باشیم، احتمالا برای چارهاندیشی درباره آن مسائل و مشکلات، ذهن آرامتر و توان بیشتری داریم.
آخرین مطالب
-

انسانزدایی؛ فرمول بقای پژاک
آذر 15, 1404
-

از آسمان تا کاغذ؛ چرا قلم بهدست گرفتم/خاطرات یک هوانیروزی از ظفار تا پایان جنگ
آذر 14, 1404
-

وقتی خندهها تلخ شد، دهه شصتیها روایت میکنند/ قصه پر غصه دهه شصت
آذر 13, 1404
-

کتابی که فلسفه و جهانبینی ایرانی را در خود جای داده است
آذر 12, 1404
-

«رویِ ماهِ دی»؛ روایتی بیرتوش از رنجهای مادرانه
آذر 10, 1404
-

در این کتاب میتوانیم زندگی خودمان، ترسها و امیدهایمان را ببینیم
آذر 9, 1404
-

«نوجوان ایرانی» در دو جلد منتشر شد
آذر 9, 1404
-

چگونه یک روز تاریخی به قلب تپنده یک رمان تبدیل میشود؟
آذر 7, 1404
-

خاک ایران برای پاکستانیها مقدس است/روایت ملی از یک سیستان و بلوچستانی
آذر 5, 1404
-

«آنجا»، واکنشی ادبی به نظریه ایرانشهری، نه تأیید آن
آذر 2, 1404
ثبت نظر و نظرات
مطالب مرتبط
-
-
«بحران روایت بحران» با هدف پرورش روایتگر نوشته شده است
-
آبان 21, 1404
-
-
-
اولویتم روایت دستاول است
-
آبان 20, 1404
-
-
-
جهان بومی و معنوی مهدی زارع در «آقای دیوانه»
-
آبان 19, 1404
-
-
-
«کافه ماگنولیا» نقد میشود
-
آبان 17, 1404
-
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.